دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹ ه‍.ش.

زنده گي سردارمحمد داودخان











فصل اول

زنده گی نامه سردار محمد داود خان


     سردارمحمد داوودخان پسرسردارمحمد عزيزخان فرزند محمد يوسف خان پسرسرداريحيي خان فرزند سلطان محمد خان طلايي واولاد سردارپاينده محمد خان محمد زايي مي باشد.
       وي درسال 1288 هجري شمسي درشهرکابل پابه عرصه وجود گذاشت مطابق 1915 ميلادي تحصيلات ابتدايي خود را درليسه حبيبيه ، تحصيلات عالي خود را درفرانسه تکميل وتحصيلات نظامي را درکورس عالي افسران بپايان رسانيد[1].
       سردارداود ازاشخاص بود که درزندگي هرگزبه مقام درجه دوم راضي نمي شوند وترجيع ميدهند که شخص اول درقريه باشند تا شخص دوم درکشور. علايمي موجود است که وي دردوره صدارت وحتي پيش ازآن هواي پادشاهي درسرداشت. به موجب يک روايت که توسط خانوادهء محمد کريم خان حاکم اعلاي فراه تصديق شده، سردارموصوف هنگامي که درعصر محمد هاشم خان صدراعظم بحيث نايب الحکومهء قندهارکارميکرد به حاکم اعلاي فراه پيشنهاد کرده بود به نفع زمامداري او درمنطقه تبليغات کند. اما قدرمسلم اين است که بدنبال انکار محمد کريم خان ازاجراي اين امر وي  به امرصدراعظم ازوظيفه اش معزول وبدون دليل معلوم براي مدت درازي زنداني شد[2] .
       بالاخره سردارمحمد داوود بتاريخ 26 سرطان 1352 به آرزوي ديرينه خود رسيد و(دموکراسي نمايشي) که منظور آن بدنامي دموکراسي درافغانستان بود به ارمغان آورد، رژيم جمهوري را نيز" ازبالا " اعلام کرد واستبداد شديد سابق را بارديگر آشکارا آغازکرد[3].  داوود خان صدراعظم با داوود خان ريس جمهور اززمين تا آسمان باهم فرق داشتند. اومحبوبيت  زمان صدراعظمي اش را دربين مردم ازدست داده بود، حس انتقام جويي او را دگرگون ساخته بود[4] .
دولت سردار محمد داود خان از لحاظ شکل حکومت
دولت سردار محمد داود خان بعد از احراز قدرت سیاسی در اولین بیانیه رادیویی خویش در رابطه به شکل نظام سیاسی گفت "من برای سعادت اینده وطن خود جز قایم ساختن یک دموکراسی واقعی و معقول که اساس ان بر خدمت به اکثریت مردم افغانستان برقرار باشد راه دیگری سراغ نداشتم و ندارم به نظر بنده تهداب چنین یک وضع اجتماعی تامین کامل حقوق مردم و اعتراف کامل به اصل حاکمیت ملی است که باید به دو اصل فوق ظاهر و یا پوشیده خلل وارد نشود".
اظهارات فوق که انعکاس نیت پاک و احساس میهن پرستانه محمد داود بود نباید مورد سوال قرار داد ،اما نسبت عوامل معین که شاید عدم تکوین و رشد سیاسی جامعه ویا هم مصلحت زمان باشد سردارمحمد داود خان انچه در مورد دموکراسی و حاکمیت ملی دراول تعهدکرده بود حین تدوین قانون اساسی طفره رفت ارزیابی مواد مبنی بر وظایف و صلاحیت های ریس جمهور در قانون اساسی حوت 1355 جمهوری افغانستان نشان میدهد که بیشترین صلاحیت در مقام ریاست جمهوری که خود در ان قرار داشت متمرکز شده بود.مسلم است که ملت و مردم از طریق نماینده گان یعنی اعضای پارلمان یا ولسی جرگه در حاکمیت کشور سهم میگیرند اما در قانون اساسی حوت 1355 جمهوری محمد داود حکومت مکلف به اخذ رای اعتماد از پارلمان یا ولسی جرگه نبود،ولسی جرگه یا شورای ملی نمیتوانست از حکومت یا اعضای کابینه سلب اعتماد نماید ،با این اساس مردم نمیتوانست از طریق نماینده خود در اداره کشور سهم بگیرد و اراده خود را در حاکمیت  دولتی تمثیل نماید .تعیین ،برطرف ساختن و قبول استعفای مامورین  ریس جمهور و اعضای کابینه طبق ماده (87) و قسمت یازدهم ماده قانون اساسی از وظایف وصلاحیت های ریس جمهور به شمار میرفت .از همین جهت ماده 21 قانون اساسی جمهوری افغانستان که حکم میکرد"حاکمیت ملی در افغانستان به مردم تعلق دارد "عملا تحت سوال قرار میگرفت.
در قانون اساسی محمد داود خان جز حزب انقلاب ملی که مربوط به سردار محمد داود بود سایر احزاب اجازه فعالیت نداشت . این موضوع در ماده چهلم قانون اساس چنین توضیح گردیده است.
"به خاطر روشنی خواست های اجتماعی و تربیت سیاسی مردم افغانستان تا زمانیکه این ارزو براورده میشودو به شد طبیعی خود میرسد تحت رهبری حزب انقلاب ملی که بناد گذار و پیش اهنگ انقلاب ملی و مترقی 26 سرطان مردم افغانستان است  در کشور صرف سیستم یک حزبی مستقر میباشد." بدین ترتیب از نظر سردار محمد داود خان تا زمانیکه جامعه افغانستان به رشد و پخته گی معین سیاسی میرسد برای دولت افغانستان شکل حکومتی یک حزبی را برگزیده بود .
دولت محمد داود خان از لحاظ استقلالیت

دولت جمهوری سردار محمد داود خان دولتی ازاد،مستقل و خود مختاربوده ،در نظم و ادارهً کشور چه در اداره امور داخلی وچه امور بین المللی تابع هیچ کشوری نبود همه امور کشور را بر اختیار عام و تام انجام میداد اصل ازادی و اختیار دولت جمهوری افغانستان در فصل سوم و ماده بیستم قانون اساسی به شکل آتی مسجل گردیده است:" افغانستان یک دولت جمهوری ،دیموکراتیک ،ازاد ،واحد و غیر قابل تجزیه است."
دولت سردار داودخان ازلحاظ ترکیب:
دولت جمهوری سردار محمد داود خان از لحاظ ترکیب یک دولت بسیط بود . با امدن نظام جدید جمهوری 26 سرطان 1352 در ترکیب کشور تغییربه عمل نیامد کمافی سابق مثل زمان سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه،قوانین ،اصول و موازینی که از طرف قوای مقننه ترتیب و تدوین میگردید بدون استثنا از مرکز تا ولایات در تمام اطراف و اکناف کشور قابل تطبیق بود هیچ یک از ولایات و یا نواحی کشور دارای قوانین خاص و جداگانه نبود. قانون اساسی دولت ساده و بسیط با قانون اساسی دولتی یا مرکب یا متحده کاملا متفاوت میباشد . در دولت متحده قانون اساسی حکومت مرکزی و قانون اساسی هر یک از دول تفاوت میکند،طوری مثال در قانون اساسی کانادا از جمله ایالات ده گانه دو ایالت بیشتر نماینده گان نسبت به شش ایالت به مجلس میفرستد.

دولت سردار داود خان از لحاظ طرز حکومت
دولت سردار محمد داود خان از لحاظ طرز حکومت ،یک نظام جمهوری بود زیرا محمد داود خان بعد از گرفتن قدرت در سرطان 1352 در قسمت از اولین بیانیه خود نظام دولت را چنین اعلان کرد .
"...هموطنان عزیز! باید به اطلاع شما برسانم که دیگر این نظام از بین رفته و نظم جدید که عبارت از نظام جمهوری است و با روحیه اسلام موافق است جا گزین ان گردید...."همچنین سردار داود خان طی تبریکی رژیم جدید به مردم کشور اظهار داشت :"رفقای من و من از صمیم قلب این اولین جمهوریت افغانستان عزیز را به شما تبریک میگویم وانرا سعادت و سرفرازی افغانستان و ملت افغانستان مسعود و میمون میخواهیم ..." این اصل سه سال و هشت ماه بعد در ماده بستم قانون اساسی سال 1355 چنین تسجیل یافت :
"افغانستان دولت جمهوری مستقل ،دیموکراتیک واحد و غیر قابل تجزیه است" قابل تذکر است که فرق عمده رژیم جمهوری با نظام شاهی در این است که زمامداری نظام جمهوری برخلاف رژیم شاهی توسط ارا مستقیم یا غیر مستقیم اقشار مختلف مردم انتخاب میگردد.در نظام جمهوری علاوه بر اینکه وراثت وجود ندارد زمامداری مطابق قانون اساسی تعیین و نصب میگردد.[5]

سرود ،نشان وبیرق جمهوریت
موسس جمهوریت در سال 1973 میلادی بیرق را در مقابل قصر جمهوری به اهتزاز دراورد و ده ها هزار تن ازمردم کابل در انوقت برایش کف زدند .
رنگ بیرق سیاه ،سرخ و سبز بود و در نشان تغیراتی امده بود .در نشان به جای محراب و منبر تصویر یک عقاب جا داده شده بود که با بالهای باز در حال پرواز بود.
این واقعا افاده کننده مفهوم بسیار عالی بود ،ولی رقیبان خارجی عناصر مذهبی را جستجو نمودند ،یک ملا در چهار راهی قندهار گفت :"ای مسلمانان! ببینید که دولت جدید به جای محراب و منبر یک عقاب مردار خور را برگزیده ."این گونه تبلیغات زیاد بود،اگر چه شبکه های استخباراتی حکومت انان را تعقیب مینمود ولی با گذشت هر روز افکار عامه در ضدیت قرار میگرفت .
اگر چه دولت اعلان نمود که لوای مقدس اردو(بیرق) به همان شکل سابقه است که با کلمه و با نام های چهار یاری (یا خلفای راشدین "رض ") مزین شده است. و اکنون نیز رسمیت دارد و به نشان عقاب تنها در ساحه ملکی رسمیت داده شده است ،ولی تبلیغات دشمن افکار عامه را مسموم ساخته بود ،حتی گاه گاهی رهبر ملی نیز به این متهم میگردید که از اسلام رو گردانیده است .
دولت جهوری به شاعر مشهور کشور عبدالروف بینوا وظیفه داد تا برای جمهوریت سرود ملی بسازد ،سرود ملی به طور دسته جمعی اجرا و در موزیک اردو برایش جا داده شده بود ،در تمام تشریفات داخلی و خارجی در وقت رفتن و یا امدن رهبر ملی محمد داود خان برایش سروده میشد ولی برخی همسایه گان مغرض و منابع داخل بر این سرود ملی نیز انتقاد مینمودند که از مقدسات اسلامی در ان تذکر به عمل نیامده است .[6]
قانون اساسی و لویه جرگه محمد داود خان
محمد داود سعی مینمود تا با راه اندازی لویه جرگه بتواند به نظام خود صبغه قانونی دهد و روش و عملکرد های سیاسی خود را اندکی متمایل به غرب گرداند وی همچنان وعده داده بود که قانون اساسی جدیدی نیز ساخته خواهد شد بدین منظور موسی شفیق صدراعظم را که توسط کمونیست ها در زیر خانه پراو صدارت زندانی و فلج ساخته بود .دوباره تحت تداوی قرار داد و از زندان رها گردید موسی شفیق در تدوین قانون اساسی جدید مطابق اندیشه محمد داود .که خواهان تشکیل نظام یک حزبی تحت نام جمهوریت نظام دموکراتیک بود .مسوده قانون اساس را اماده کر د این قانون مورد تایید محمد داود قرار گرفت و تنها راه توشیح ان و قانونی نمودن مقام جمهوری محمد داود لویه جرگه بود.
کار های مقدماتی لویه جرگه توسط وزارت داخله در ولایات ،ولسوالی ،و علاقه داریی ها به راه انداخته شده بود . داود فیصله نموده بود:که کسی اگر در این لویه جرگه مخالفت با اجندای جلسه و قانون اساسی مطروحه داشته باشد مجال شرکت پیدا ننماید. اکثر افراد قابل اعتماد داود سعی مینمودند تاکسانی را برای شرکت در این جلسه عمومی کاندید نمایند که از فیصله های ان جرگه سرپیچی ننمایند،و با این نحو انان اخلاص خود را در برابر ریس دولت ابراز داشتند:وزارت داخله با والی ها ولسوال ها گوشزد نموده بود که افراد معرفی شده شان را تضمین نمایند . برای کار مقدماتی از هر حوزه یا ولسوالی با ید شش نفر کاندید مورد اعتماد به ولایت معرفی گردد و ولایت از ان  جمله سه تن را تضمین نموده به مرکز معرفی دارد .بعدأ مرکز از جمله سه کاندید مذکور یک تن را به عنوان نماینده ان محل انتخاب نموده به ،برای عضویت درشورای عمومی یعنی (لویه جرگه )بعد از تکمیل این پروسه تمام اعضای انتخاب شده لویه جرگه از سراسر افغانستان به تاریخ 25 دلو 1355  در ساختمان ها لیلیه پل تخنیک برای جلسات مقدماتی جا به جا شدند انان مکلف به تطبیق برنامه های طرح شده و بررسی مسوده قانون اساسی بودند . در اخیر هفته برای سرگرمی انان محافل کنسرت ،مهمانی ها ،و سیر و سیاحت به فارم های زراعتی جلال اباد را در نظرگرفته بودند . اعضای بلند پایه دولت و وزارت خانه ها ،صاحب منصبان بلند رتبه نیز شامل اعضای لویه جرگه بودند.
مواد قانون اساسی داود در بخش ریاست جمهوری مطابق ماده (76)،مدت کار ریس جمهور مدت شش سال تعیین نموده بود . و تذکر بر این که بنا بر عدم شعور سیاسی مردم سیستم نظام یک حزبی در نظر گرفته شد این جمهوریت ،مطابق به ماده (20) از قانون اساسی جدید به نام( جمهوریت دیموکراتیک افغانستان)نام نهاده شد در این قانون اساسی مسله تفکیک قوای سه گانه اجراییه ،قضاییه و مقننه وجود نداشت مسله انتخابات عمومی ،قانون مطبوعات و ازادی بیان نیز تذکری نرفته بود.در قانون اساسی مدت کار کاندیدای ریاست جمهوری برای چند بار قید نبود در ماده (21) این قانون حاکمیت ملی به ملت تعلق داشت در حالیکه اعضای لویه جرگه صلاحیت سلب اعتماد و یا رای اعتماد و نظارت بر قوای اجرایه را نداشت . در این قانون ریس جمهور از هرنوع مسوولیت مبرا تمثیل شده و محاکمه و نظارت افراددیگر نیز شیوه پیچیده را داشت.
در این لویه جرگه تصمیم گرفته شد که باید ریس جمهور اینده افغانستان نیز تعیین گردد.در حالیکه شیوه انتخاب ریس جمهور به کلی تصنعی بود و ملت درک میکرد که همه این تلاش ها برای قانونی جلوه دادن نظام جمهوری محمد داود است وی خود نیز در قطار اعضای لویه جرگه نشسته بود و خود را کاندید ریاست جمهوری مینمود تا جلسه شکل واقعی و دموکراتیک را به خود بگیرد.
سیستم تک حزبی و الغای قانون مطبوعات
محمد داود با قانونی نمودن دولت برای خود ،زمینه سازی تشکیل حزب سیاسی را نمود که مطابق ان در قانون اساسی تذکری مجهولی رفته بود .قبل از این کار تغیراتی در کابینه به وجود اورد.جنرال حیدر رسولی به حیث وزیردفاع،عبدالله وزیر مالیه و داکتر عبدالمجید به حیث وزیر عدلیه مقرر گردید . دکتور حسن شرق که فرد نزدیک داود بود و یکی از کمونیست های  وابسته به ک، ج ، ب بود از مقام معاون صدارت برطرف و به حیث سفیر افغانستان در توکیو مقرر گردید.
محمد داود به منظور تاسیس و اجرای سیستم تک حزبی دست به کارشده ،کمیسونی را مشتمل بر حیدر رسولی ،دکتور عبدالمجید ،عبدالله و پاس یوسفی به وجود اورد تا در جهت تشکیل و جلب و جذب اعضا کار وسیع را اغاز کنند . و مقدار بودیجه دولت را نیز به این منظور تخصیص داد  .این حزب که به (غورحًنگ ملی )مشهور است در مقر وزارت مالیه سازماندهی میگردید و در اکثر ادارات و مراکز دانشگاهی تلاش پیهم صورت میگیرد تا جوانان روشنفکر و تحصیل کرده را جذب نمایند .مرام اصلی غورحنگ ملی تحت شعار (خدا ،وطن و رهبر )شکل دهی شده بود کمونیست ها که تغیر روش سیاسی محمد داود را درک نموده بود .با مشاوره ماسکو دستور گرفتند که به طور تکتیکی عضویت حزب سیاسی محمد داود غورحنگ ملی را نیز دریافت دارند تادر اینده از صحنه سیاسی افغانستان به دور نمانند .عده ای از کارمندان بلند پایه مسلمان در دولت نیز تلاش های مبنی بر جلب و جذب جوانان و دانشمندان مسلمانان بودند تا منحیث یک گروه سیاسی در بدیل کمونیست ها در اینده افغانستان جا داشته باشند.
 داود خان با روش کارمندان مسلمان خود تا حدی راضی به نظر میرسید و تصور میکرد با بو جود امدن چنین نیروی میتواند در اینده علیه  نهضت اسلامی (جوانان مسلمان) مقاومت نمایند و هم در بیرون راندن کمونیست ها قوه بالفعل باشد .
پالیسی نشراتی دولت براساس سیاست بیطرفی افغانستان ،اصالت افغانی ،وحدت ،استقلال و حاکمیت ملی بود .وزارت اطلاعات کلتور در سال اول جمهوری مقرره مطبوعات    را تسوید و تصویب نمود که مطابق ان  رهنمای برای نشریات مفید و سالم زیر نظر دولت گسترش یابد.
داود در زمینه مطبوعات در بیانیه خود گفته بود"دولت جمهوری برای بسط و یشر و توسعه مطبوعات و انتشارات دیموکراتیک به منظور بیداری مردم کمک موثر خواهد کرد و هنر های ملی تیاتر ،سینما ها و رادیو را تقویه و توسعه خواهد بخشید و هم چنان برای ایجاد شبکه تلویزیون در مملکت اقدام خواهد کرد.[7]


علل زوا ل جمهوري شاهانهء سردار محمد داوود

        مردم رنجديدهء افغانستان رژيم جديد ونظام جمهوري افغانستان رابه خوشي وسروراستقبال نمودند وشادي کنان بيکديگرسرنگوني نظام سلطنتي را تبريک ميگفتند. جناح هاي منشعب حزب دموکراتيک خلق افغانستان نيزازتحول 26 سرطان واعلان جمهوري افغانستان استقبال خود را اعلام نمودندولي جناح خلق بنابراصول وپرنسيپهاي ايديولوژيک وسياسي متناسب به وضع کشوروموضعگيري محمدداوودبااحتياط کامل عمل کردوهوشياري سياسي خودراحفظ نمود ودرعين زمان بااستفاده ازشرايط مناسب سياسي وروحيه پيروزمندانه اردو کار ديناميک وفعال درجلب وجذب دردرون اوردو وعمدتاً درقواي زرهداروقواي هواي به شدت آغازنمود.
       محمد داوود خان بنابرخصلت مغرورانه ، خودخواهانه وناسيوناليستي خودکامه خود فعاليت هاي سياسي احزاب را غيرقانوني اعلان نمود. بدين منظور جناح خلق تقريباً بعدازيک مدت آمادگي براي روز هاي دشوارمبارزه مطابق به اوضاع کشور ازعلني ونيمه مخفي ومخفي وغيره را ارزيابي مي نمودند. ولي جناح پرچم عملاً ازقدرت سهم داشت ، چنانچه دروزارتهاي داخله ، زراعت ، معارف ، ماليه ، خارجه ، وصدارت وهمچنان درقطعات گارد ، قواي مرکز، قواي هوايي وزميني ازجمله کوماندووغيره کادرهاي خود را جابجا کردند. تنها دروزارت داخله چندين والي وبيشترازهشتاد اولسوال وتقريباً تمام هيأت رهبري وزارت وسايرشعبات آن دراختيارجناح پرچم قرارداشتند. طي اعلاميه اي ازتمام اعضاي پرچم تقاضا صورت گرفته بود که ازنظام جديد پشتيباني نمايند ودرصورت ضرورت به دفاع ازآن درمبارزه عليه ارتجاع  داخلي ودسايس امپريالزم برخيزند.
       محمدداوود درتحت تاثير گرايشهاي ترقي خواهانهء همکاران جوان کودتاي خويش وبه خاطر ايفاي سياست مترقي درجهت جلب همکاري نيروهاي چپ دموکراتيک برنامه خطاب به مردم افغانستان را که بوسيله پرچميها تهيه شده بود پذيرفته وآنرا با اندک تغييرات ودستکاري ها درطي يک بيانيهء راديوي اعلان داشت.شايد ضرورت به تذکرباشد که متن اولي برنامهء متذکره بنابردستور رهبري حزب ، باملاحظهءشرايط مسلط دوران نگاشته شده بود. متن نوشته شده را ببرک کارمل ازمجراي ارتباطي ازطريق دوستان ميراکبر خيبربراي رهبري رژيم ارسال نموده .چنانچه ميرمحمد صديق فرهنگ درباره خط مشي محمد داوودچنين مي نويسد: دراين بيانيه که ازنگاه اسلوب نگارش محتوي با برنامهء حزب دموکراتيک خلق شباهب به هم ميرساند، اصلاحات بنيادي مانند بسط وتوسعهء حقوق وآزادي هاي دموکراتيک مردم دروجود قانون اساسي ، وخدمات صحي مندرج بود ويک اداره ءپاک ، فعال وبا امانت را به مردم نويد ميداد.
       دربرنامه رژيم محمد داوود خان ايجاد وتحول اساسي درنظام اقتصادي اجتماعي وسياسي کشوردربارهء رشد وتوسعهءصنايع وغيره وعده داده شد بود ازاين رومورد پشتيباني نيروهاي چپ عمدتاً جناح هاي خلق وپرچم قرارگرفت ولي ا خواني ها ، شعلهء يي ها ، سازايي ها چندان خوشايند نبودند وخصوصاً اخواني ها وطرفدا ران غرب که بعداً به توطعه ها اخواني ها ازجمله استارنيازي رهبراخواني ها آغازکرد. ولي رهبران وفعالين ديگرآنها مانند برهاندين رباني ، گلبدين حکمتيارواحمدشاه مسعود به پاکستان فرار نمودند ودراسد 1354 ه.ش(جولاي 1975ميلادي) دراولسوالي پنجشيرشورشي را عليه دولت محمد داوود براه انداختند ولي توسط دولت سرکوب شدند. ودوباره به پاکستان فرارنمودند. به همين ترتيب چندين تحريکات وکودتا براه انداخته مي شوند، ازجمله کودتاي محمد هاشم ميوندوال وغيره ميتوان نام برد .
       درعرصه بين ا لمللي اتحادشوروي وهند ازرژيم جمهوري افغانستان حمايت خود را اعلان ميدارند ولي کشورهاي همسايه ايران ومخصوصاً پاکستان به شمول ممالک غربي ازجمله ايالات متحده امريکا نگران وحتي برافروخته شدند. محمد داوود بعدازقيام اخواني ها وموضعگيري کشورهاي همسايه عمدتاً ايران وپاکستان وايالات متحده امريکا ونفوذ نيروهاي چپ (عمدتاً پرچمي ها ) درساختاردولتي واختلافات ميان کودتا چيان تصميم گرفت تا بالاي سياست داخلي وخارجي خود درمشورهء نزديک با برادرخود سردار محمد نعيم خان تجديد نظر نمايد. اولاً اختلاف ميان دوکتورمحمد حسن شرق وپاچاه گل وفاداري وبعداً عبدالحميد محتاط آغازميگردد ودرنتيجه هردويشان ازوظايف سبکدوش ميگردند. غلام حيدر رسولي بحيث يگانه مستحق جانشين محمد داوود دراطرف خود وحيدعبدالله ، عبدالقديرنورستاني وغوث الدين فايق را جمع نموده ودرکميته مرکزي جمهوريت انشعاب را براه مي اندازد نام حزب خود را انقلاب ملي ميگذارند. بدين ترتيب اختلاف ميان اعضاي کميته مرکزي جمهوريت درسال 1355 ه.ش به اوج خود ميرسد ومحمد داوود درعمل تحت تاثير گروپ راست وضد نيروهاي چپ واتحاد شوروي قرارمي گيرد ولويه جرگه 1355 ه.ش خلاف وعده هاي قبلي تحت نام دموکراسي واقعي وتأمين حقوق دموکراتيک وغيره تحت کنترول گروپ راستگرا(غلام حيدر رسولي ) تدوير ميگردد.
       دوکتور محمدحسن شرق دربارهء لويه جرگه سال 1355 مي نويسدکه :" اعضاي آن ازطرف دسته حيدررسولي بنام (انتخاب) انتصاب شده بودند، که بزرگترين لطمه را به پيکرمعنوي محمد داوود ونفوذش درميان مردم افغانستان وارد آورده بود" ومحمدنعيم خان نيزاين لويه جرگه را به سوهاني تشبيه کرده بودکه اعتباروعمر زمامداري برادرش محمد داوود را مي خورد.
       بدين ترتيب محمد داوود خان 180 درجه تغييرنموده وعملاً به تصفيهء نيروهاي مترقي ودموکراتيک آغازمي نمايد، به عوض اشخاص که سبکدوش ميشدند اکثراً اشخاص وابسته به حيدررسولي ويا غير سازماني مقرروتعين ميگرديدند. چنانچه غوث الين فايق دراين باره درصفحه 137 کتاب (رازي راکه نمي خواستم افشاگردد) خود مينويسد:
       محمد داوود ديکتاتوري خودکامه، مستبدالراي بدون مراجعه به آراي دوستان خانداني واشخاص خبره کابينه را ترميم نمود. مردم افغانستان که ازظلم وستم غلام  حيدر رسولي وبي عدالتي وفحاشي قديرنورستاني ضابط ترافيک وعبدالله به ستوه آمده بودند وروزها را به اميد ترميم کابينه سپري مينمودند. وقتي که ديدندهمان آش است وهمان کاسه مأيوس ونااميد شدند. زيرا امورامنيت ودفاعي کشوربه نااهل ترين وبي کيفايت ترين وازنقطه نظرتقوا به کثيف ترين مردم سست عنصرسپرده شد. که هرلحظه خطربه استقلال وآزادي صلح وامنيت کشورقريب الوقع به نظرمي رسيد ضعف انتخاب محمد داوود پس ازسالها تجربه وگذشت زمان دردوره رياست جمهوري اش نه تنها بهترنشد ازگذشته برترشد ووطن را به تباهي کشيد!
         بدنبال تغييردرسياست داخلي درسياست خارجي محمد داوود خان تجديد نظر صورت مي گيرد. او ازهمسايه گان خود (ايران وپاکستان) شروع مي نمايد. اولاً مذکرات درسطح وزراي خارجه به ميان افغانستان وايران آغازميابد وايران ازسياست جديدمحمد داوود خان استقبال مي نمايد.
       بدنبال بهبود مناسبات افغانستان با ايران کشورهاي ديگراسلامي ازجمله عربستان سعودي مبلغ ده مليون دالرکمک بلاعوض و50 مليون دالر قرضه بدون ربح به افغانستان وعده ميدهد. محمد اعظم سيستاني دراين رابطه چنين مينويسد: دولت ايران بايک طرح کمک اقتصادي ده ساله ويک کمک عاجل 300 مليون دالربه پلان انکشافي هفت سالهءافغانستان به داوود داد وپيشنهاد کرد که کمک ايران را جانشين کمک شوروي بسازد. همچنان ايران حاضرشد براي افغانستان تسهيلات بندري دربندرعباس فراهم کند تا اين کشورناچارنباشد براه هاي ترانزيتي شوروي بستگي داشته باشد. وبالاخره شاه ايران سعي بعمل آورد تا درحل اختلافات افغانستان با پاکستان نقش ميانجي را بازي کند.
       دوسال بعد ايران حاضرشد تا مصارف راه آهن ازافغانستان تا بندرعباس را بپردازد ومقابلتاً چهار روزبعد ازموافقت نامه ، اسناد مربوط به قرارداد تقسيم آب هلمند بين زلمي محمودغازي سفيرکبيرافغانستان درتهران وآقاي خلعت بري وزيرامورخارجه ايران درتهران مبا دله گرديد.
       درپايان مذکرات داوود باشاه ايران دولت ايران يک اعتبارهنگفت بالغ بر دومليارد دالرکه درتاريخ مناسبات مالي کشورهاي جهان سوم نظيرنداشت ، به افغانستان وعده داد.
       اميرکويت نيزچک سفيدي را دراختيارداوود خان گذاشت تاهرجه مي خواهد بنويسد، شرط آنکه ازشوروي دوري گزيند. شاه ايران بعد ازسفر محمد داوود خان به پاکستان رفت تا روابط محمد داوود را باکشورپاکستان نورمال سازد، به تعقيب آن بوتوصدراعظم پاکستان بنابردعوت افغانستان بتاريخ 7 جون 1967 به ا فغانستان سفرکرد.
       رهبري اتحادشوروي ازتمام اين جريانات  ومذکرات وارتباطات دولت محمد داوود با ايران پاکستان وسايرکشورهاي غربي واسلامي معلومات کافي دراختيارداشت . بناً روابط افغانستان با اتحاد شوروي (برژنف) دررابطه به طرح برخي مسايل ازجمله طرح دربارهء اينکه بايد کارشناسان کشورهاي ناتوکه بحيث جاسوسان درشمال افغانستان گماشته شده آنرا بيرون کنيد! به حد نهايي تيره وخراب گرديد زيرا محمد داوود اين طرح بريژنف را مداخله درامور داخلي افغانستان تلقي نمود وحتي ميزمذاکره را ترک گفت. خلاصه اينکه محمد داوود بنابر خصوصيات وکرکترخودخواهانه وخود کامهء خويش نتوانست تايک توازن وتناسب معين را درسياست داخلي وخارجي ثابت حفظ نمايد. او درمرحله اول(تقريباً دوسال اول) به نيروهاي چپ اتکا نموده وروابط خوب با اتحاد شوروي تأمين مي نمايد ومعکوساً درسرکوب نيروهاي راست وخيره شدن مناسبات را با ايران، پاکستان وسايرکشورهاي اسلامي وايالات متحده امريکا باعث شد وبعداً 180 درجه هم درسياست داخلي وهم درسياست خارجي تغييرنموده وعملاً اصول عنعنوي عدم انسلاک وبيطرفي افغانستان را درهردوحالت متضرر ميگرداند واين عدم ثبات درسياست وموضعگيري محمد داوود عامل اساسي سقوط رژيم اوشمرده مي شود.
       درين هنگام کنفرانس وحدت حزب دموکراتيک خلق افغانستان (خلق وپرچم ) بخاطراحياي مجدد وحدت دوجناح منشعب بتاريخ 12 سرطان 1356 ه.ش مطابق 3 جولاي 1977 ميلادي تدويرميگردد که موضعگيري دربرابرهمه نبردهاي سياسي بخصوص دربراررژيم حاکم محمد داوود بازتاب صريح يافته بود.
       در رژيم محمد داوود شيوع فساد اداري وفضاي عظمت طلبي ، يکتازي واستبداد روزبه روزبيشتر وبيشترتقويت مييافت ، محمد داوود به نام هاي مختلف مانند زعيم بزرگ، رهبربزرگ ، وغيره کيش هاي شخصيت چون صدام حسين ، قزافي ، ضياالحق . . .مبدل ميگرديد.
       خلاصه اينکه محمد داوود وظايف واهداف اساسي که دربيانيهء خطاب به مردم وسايروعده هاي ديگررا به فراموشي ميسپارد وخلاف ادعا هاي سابق ، قرارداد في مابين ايران وافغانستان درباره تقسيم آب هلمند که دردوران صدارت موسي شفيق مطرح شده بود دوباره مهر تاييد ميگذارد.
       مسئله پشتونستان را دراثر فشار امريکا مي خواست به نفع پاکستان حل وفصل نمايد وده ها معامله درپشت پرده با محافل حاکمهء ايران ، پاکستان ، عربستان سعودي ، کويت وسايرممالک عربي وغربي وا يالات متحده امريکا به خاطر سرکوب نيروهاي چپ ودموکراتيک به موافقه ميرساند.
       رژيم محمد داوود ازنقطه نظر(سياسي ، اجتماعي ) سوءاستفاده ها ، فساد اداري ، فقدان کامل حقوق سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ونارضايتي مردم ، بازگشت به استبداد دوران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحيهء مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحيه مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران وتشنج را درکشوربوجود مي آورد.
       بدين ترتيب يک روحيه دگرگون وتغييرسياسي دربين نيروهاي ملي ودموکراتيک ونظاميان عمدتاً درسطح پايين رتبهء آن فراهم گرديده بود، واين روحيه آنوقت بيشترتقويت گرديدکه وحدت حزبي دوجناح خلق وپرچم تأمين وتحکيم گرديد. حزب درسند وحدت حزبي چنين اعلام کرد:" پيکاربرضدارتجاع وامپرياليزم ، پيکاريست طولاني ومشکل ، مبارزات عظيم وشديد درپيشروست ولي پيروزي حزب حتمي است ."
       محمد داوود ازوحدت حزب بسيارنگران وعصباني شده بود. اوتصميم جدي داشت تاچگونه حزب واحد خلق افغانستان را متلاشي ، تضعيف وحتي سرکوب نمايد حزب امکان اين خطر را جدي درک ميکرد وبه همين منظوربه تمام امکانات وانرژي تلاش صورت گرفت تاسازمان هاي حزبي درقواي مسلح (اردو) توسعه وتحکيم بيشتريابند وعملاً براي دفع حملهء رژيم يابراي حمله ضد حمله آمادگي داشته باشند[8].
       درهمين زمان بودکه همسايه بزرگ شمالي ونيزايالات متحده امريکا که عقدهء خيلي هاعميق را ازجنگ ويتنام بدل داشتند برسرمسئلهء افغانستان که هرکدام مي خواست زودتراهداف خويش را ازين منطقه که درقلب آسيا موقعيت استراتيژيک نيز داشت برضد يکديگر تحميل نمايند پس درگيريک جنگ سرد شدند واينبار هدف هردوسوختاندن افغانستان ومردم افغانستان چون مواد سوختي اين دوابرقدرت جهان بود.
       امريکا درين راستا چند هدف را تعقيب مي نمود:
1.    اولاً مي خواست ازموقعيت استراتيژيک افغانستان آن اهداف خويشرا که درايران بعد ازاستقرارنظام اسلامي درين کشوردرمقابل شوروي به پيش برده نتوانسته بود به پيش ببرد. عبارت ازاين است که شوروي را مجبور نمايد تا به افغانستان مداخلهء نظامي را براه بيندازد که بعد از پيروزي اين هدف، پاکستان را کليد حل مشکلات خود سازد.
2.    درمقابل دشمن سرسخت خود(ايران وشوروي ) مي توانست مؤفقيت را حاصل نمايد، چنانچه اول الذکر را به مجبور به تسليم شدن راه حل سياسي ومجبوربه اطاعت نمودن ازسياستهاي خارجي امريکا نمايدو ودومي را بعد ازمداخله نظامي مانند (نداف پخته تکاني) نمايد وقصد عساکرکشته شده اش را برضد شوروي درويتنام بگيردکه بالاخره موفق هم شد[9].
       بالاخره سردار محمد داود )آخرين بقاياي آل يحيي) بتاريخ 7 ثور 1357 ساعت 12 بجه شب از طرف تورن امام الدين به شهادت رسانيده شد وبعد درقصرگلخانه با فيرماشيندارها 72تن ازاعضاي فاميل وي نيزبه شهادت رسيدند.[10]













فصل دوم
مصبوعات وفرهنگ در دوره داود خان
رسانه های گروهی با انکه در محدوده انتشارات دولتی قرار داشت،اما با انهم شیوه و و وسعت نظر گسترده را میپیمود که تاثرات و نقش خود را  در جامعه به خوبی ایفا  میکرد تیراژروزنامه ها در سطح بالا تری قرار گرفته ،علاقه مندی مردم به روزنامه و مجلات بیشتر محسوس بود نشر جراید و و مجلات نیز در رقابت با مطبوعات خارجی ابتکار عمل های تخصصی خود را با ویژه گی های افغانی تبارز دادند علاوه از روزنامه های ملی ،نشریات اختصاصی  نیز در ابعاد مختلفه به بازار امد و در ولایات نیز تعداد از جراید افزوده شد ،که از جمله :
1-   آواز
سال تاسیس 1354 در کابل
صاحب امتیاز :ریاست عمومی رادیو افغانستان
مدیر مسوول :ناصر طهوری
تیراژ و زبان نشریه :2000 شماره به زبان های پشتو و دری
مجله 15 روزه یا ماهانه ،در سال 1370 از فعالیت با ز ماند و محتوای ان شرح برنامه های رادیو و تلویزیون ،مطالب هنری ،داستان و شعر و مقالات اجتماعی تشکیل میداد.
2- بخوان و بدان
سال تاسیس :1353 درکابل
ناشر :ریست ملی مبارزه با بیسوادی ،تیراژ ان دو شماره به زبان های پشتو و دری نشرات میکرد و مجله دوماهه میباشد که در سال 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی انرا  مضامین و مقالات اموزشی ،اموزش زبان ،رهنمای های خانواده و مسایل اجتماعی در تنویر اذهان طبقه بیسواد و هم نشرات اختصاصی به مناسبت روز مادر  سواد حیاتی نیز با قطع و صحافت بهتر و صفحات بیشتر نشر میگردید .
 3-بلخ  
سال تاسیس :1355 در کابل
ناشر :مدیریت نشرات ولایات وزرات اطلاعات و کلتور
مدیر مسوول عزیر احمد اورمل ،تیراژ 2000 شماره به زبان های پشتو و دری نشرات داشت ،مجله فصلنامه بوده در سال 1357 از فعالیت باز ماند که دارای محتوی مطالب اجتماعی شعر ،وداستان ،مقالات تاریخی ،مصاحبه ها و گزارشات بود.
4 – پولیس
سال تاسیس :1353 در کابل که ناشر ان اکادمی پولیس و وزارت خارجه بوده با تیراژ1500 شماره به زبان های پشتو و دری فعالیت میکرد مجله ماهنامه بوده در هفت ثور1357 از نشر بازماند که دارای مطالب اختصاصی و مقالات مختلفه بود.
5    -دیوه
سال تاسیس ان در سال 1352 که صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور ولایت جوزجان بوده و در مطبعه مزار به چاپ میرسید که دارای تیراژیکهزار شماره بود و در سال 1357 در کودتا از فعالیت باز ماند که محتوی انرا اخبا ر و اعلامیه های دولت ،اخبار محلی و و مقالات اجتماعی و ادبی تشکیل میداد.
6     -رهنمایی
سال تاسیس ان 1352 و صاحب امتیاز ان مدیریت رهنمای و تعلیمات مسلکی وزارت معارف بود که دارای تیراژ 2000 شماره به زبان های پشتو و دری مجله سه فصله و با کودتای هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند که دارای مطالب جهت کمک معلمان برای روش تدریس و اموزش مطالب و تحقیقات اختصاصی بود.
7 --سیستان
سال تاسیس ان در 1352 در فراه و صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور فراه که دارای تیراژ500 شماره بوده به زبان های پشتو و دری و جریده هفته گی بوده که در سال 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی ان اخبار و مقالات ارسالی اژانس باختر بود.
8     -عاطفه
سال تاسیس ان در 1352 ناشر ان ریاست عمومی سره میاشت و در کابل که دارای تیراژ2000 شماره بوده به زبان های پشتو و دری نشرات در سال 1357 از نشر باز ماندکه محتوی انرا اخبار و مطالب احتماعی و بشری و وقایع و رویداد ها بود.
9     فاریاب
سال تاسیس ان در 1352 در میمنه که ناشر و صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور فاریاب و دارای تیراژ یکهزار شماره  به زبان های پشتو و دری هفته دو بار به نشر میرسید،با کودتای هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند مطالب انرا مقالات و اخبار ارسالی اژانس باختر تشکیل میداد.
10                  فلکلور
سال تاسیس ان در 1352 و ناشر و صاحب امتیاز ان امریت فلکلور و ادب در وزارت اطلاعات و کلتور به چاپ میرسید که دارای تیراژ1500 شماره بود و در سال 1357 با کودتا هفت ثور از فعالیت باز ماند که محتوی انرا مقالات و تحقیقات در زمینه های احیا و کلتور و فرهنگ عنعنوی افغانستان ،ادبیات عامیانه ،اصلاحات و مسایل دیگر تشکیل میداد.
11                  کابل
سال تاسیس ان در 1352 در کابل  که ناشر ان پشتو تولنه و ارگان مستقل ولی در رابطه به وزارت معارف که تیراژان 1500 شماره به زبان پشتو و محتوی ان مقالات تحقیقی در باره ادبیات و زبان پشتو بود که در سال 1370 از  فعالیت باز ماند.
12                  کندز
سال تاسیس ان  1352 صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور ولایت کندز  بود که تیراژان به 1000 شماره به زبان های پشتو و دری درچهار صفحه که با کودتا هفت ثور 1357 از نشر بازماند که محتوی انرا اخبار دولت اخبار محلی و مقالات تشکیل میداد .
13                  هرات
سال تاسیس ان 1352 بوده  ناشر ان مدیریت نشرات ولایات وزارت اطلاعات و کلتور و دارای تیراژ500 تا 1000 شماره به زبان های پشتو و دری نشرات داشته که در هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی مقالات اجتماعی و داستان و شعر و معرفی کلتور و مسایل تاریخی بود.
14                کندهار
سال تاسیس ان در 1352 بوده ناشر و صاحب امتیاز ان مدیریت نشرات ولایات وزارت اطلاعات و فرهنگ که در کابل و تیراژ شماره ان به 1500 شماره میرسید به زبان های پشتو و دری نشرات داشت که مجله سه ماهه و در سال 1357 ازفعالیت باز ماند که محتوی انرا مقالات اجتماعی و ،تاریخی ،و ادبی تشکیل میداد.
15                  هلمند
سال تاسیس ان 1353 که ناشر ان مدیریت اطلاعات و کلتور هلمند در دوره کمونیست ها محمد عمر فرحت مدیر مسوول ان بود در دوره کمونیست ها ،تیراژان 500 تا 1000 شماره وبه زبان های پشتو و دری نشرات داشت که جریده هفتگی و در چهار صفحه که در هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماندکه محتوی انرا اخبار ارسالی اژانس باختر ،اخبار محلی و مقالات تشکیل میداد.
فعالیت های مطبوعاتی و تبلیغاتی دولت
دولت در هم اهنگ ساختن روش نشراتی در سراسر کشور با گرد هم ایی مسوولین مطبوعات ولایات طی سیمینار خواست ته همه مقالات و تبلیغات با پالیسی دولت موافق باشد  همچنان داود خان عقد قرار دادهای کلتوری تورید فلم های سینمای از اتحاد شوروی ،بلغاریا و یوگوسلاویا زمینه های باز نمودن درب های نفوذی کمونیست ها را ا طریق اشاعه تبلیغات مساعد تر ساخت کشور های  کمونیستی در تربیه کارمندان مطبوعات نیزبورس های تحصیلی را فراهم کردند .
دولت همچنان  اساسنامه های را تدوین نمود که عبارت اند از :
v   اساسنامه مطابع دولتی در 5 فصل و16 ماده
v   اساسنامه افغان فلم در 5 فصل و 21 ماده
v   اساسنامه افغان ننداری در 4 فصل و 15 ماده
v   اساسنامه،افغان اعلانات در5 فصل و هفت ماده
الف /آمریت فلکلور و ادب
یکی از کارکرد های مهم این دوره ،تحقیق در موارد مختلفه ،فلکلور ،ادبیات عامیانه ،عنعنات و رسوم ،تهیه لغات و کلمات و اصطلاحات بازی ها و دیگر مسایل بود که با جمع اوری این مطالب از طرف این اداره به شکل رساله های جداگانه و هم در مجله فلکلور به زبان های پشتو ،دری و انگلیسی طبع میشد .
ب /امریت صنایع مستظرفه
این امریت در ساحه امور  هنر نقاشی ،کاشی کاری ،هنر های تجسمی بوده و با دایر نمودن کورس های مسلکی تعدادی زیادی شاگردان را تربیه نموده و با انکشاف فعالیت های این امریت در دانشگاه کابل و دیپارتمنت هنری های زیبا نیز در فاکولته ادبیات و علوم بشری نیز تاسیس گردید که به طور منظم گالری های هنری را با خود به وجود اورده بودند.

ج /جمع اوری نسخه خطی و ارشیف ملی
یکی از کارکرد های ارزشمند این دوره بوجود اوردن ارشیف ملی و جمع اوری نسخ خطی بود در این مرکز که اکثر نسخ خطی کتابخانه شاهی و صدارت اعظمی افغانستان نیز گرداوری شده بود سعی میگردید تادولت نسخ نایاب خطی درا در دهات و روستا ها و هم در شهر ها فراهم کند و از مردم هم به بهای کم بخرند و همچنان عده از مردم  در جهت تقویه این ارشیف نسخ داشته خود را  هدیه میدادند. دولت همچنان سعی نمود تا در ارتباط  با کتابخانه ها و منابع فرهنگی کشور ها از نسخ خطی افغانستان که مرکز ان بود عکس برداری نماید و در جهت تقویه این مرکز بکوشد .
د / جوایز مطبوعاتی
یکی از ابتکارات این دوره توسعه امور ادبی و هنری در مطبوعات ،اعطای مطبوعات ،تشویق نویسنده گان و محققین بود که در دوره داود خان بود در این زمینه لایحه جوایز مطبوعاتی در سه  فصل و سی ماده تنظیم گردیده بود و به معرض اجرا قرار داده بود و هر سال حدود هزار اثر درموارد مختلف از نویسندگان و هنرمندان دریافت میشد و برای250 تن از انان جوایز داده میشد .
در زمینه های ذیل به انها جایزه داده میشد :قرائت قرانکریم ،ادبیات،علوم طبیعی ،اجتماعات و روزنامه نگاری ،علوم دینی ،تاریخ و جغرافیه ،اواز خوانی ،داستان نویسی و طنز ،فلمبرداری ،عکاسی ،و مجسمه سازی .......
ه / ترمیم اثار و ابدات تاریخی
یکی از کار های مثمر دیگر در تشکیل اداره باستانشناسی ،ترمیم و حفظ ابادات تاریخی افغانستان بود که به عنوان یادگار های تاریخی کشور مهم شمرده میشد از ان جمله ترمیم بت های بامیان ،تپه های شتر هده در جلال اباد منار های مصلی و ارگ ،خرقه مبارک در کندهار ،منار های غزنی و هم تقویه و بهبود موزیم ها کشور از جمله کار های بس ارزشمند فرهنگی این دوره بود.[11]









فصل سوم
باز گشت نظام آمرانه مطبوعا ت در جمهوری  محمد داود خان و باز نگری در قانون اساسی
با کودتای داود خان در 26 سرطان 1352 و اعلام نظام جمهوری ،بارقه ها امید درخشنده تر گردید و گمان میرفت که  روزنامه نگاری افغانستان فرایند توسعه خود را ادامه خواهند داد ،دست کم دستاورد های دهه دموکراسی در عرصه مطبوعات از گزند حوادث مصون خواهد ماند ،اما برخلاف انتظار ها و پیش بینی ها روند به رشد مطبوعات متوقف گردید ،فعالیت مطبوعاتی محدود شد ،ازادی مطبوعات سلب شد ،فضای ترس بر عرصه مطبوعات مستولی شد و مالکیت ها و مدیریت دولتی مطبوعات اعمال گردید . اگر چه محمد داود خان در بیانیه تاریخی خود گفت "دولت جمهوری برای بسط و توسعه مطبوعات و انتشارات دموکراتیک به منظور بیداری مردم کمک اهد بخشید و همچنان برای ایجاد شبکه تلویزیون در مملکت عنداللزوم اقدام خواهد کرد"اما در عمل خلاف گفته هایش عمل کرد .صباح الدین کشککی در مقاله تحت عنوان قوه چهارم (مطبوعات) مینویسد"هنگامی که محمد داود رژیم سلطنتی را در 26 سرطان از پا در اورد ،ده جریده  غیر حکومتی به نشر میرسید ،محمد داود همه جراید غیر حکومتی را مسدود کرد و از ان تاریخ به بعد در افغانستان کدکام جریده ای به نشر نرسید"
داود خان با وجود حاکم کردن نظام امرانه در چند سال نخست جمهوری ،برای قانونی جلوه دادن امور ،اقدام به اصلاح قانون اساسی کرد ، به این منظور هیاتی مرکب از41 نفر را مامور تهیه پیش نویسان قانون اساسی نمود ،سرانجام پیش نویسان قانون اساسی لویه جرگه در تاریخ 10 دلو 1354 اماده کرد برای تصویب این قانون مجلس عالی مرکب از 325 نفر بود در حالیکه شخص ریس جمهور ریاست لویه جرگه را به عهده داشت ،قانون اساسی تصویب ودر 5 حوت 1355 توشیح شد .
البته مضمون قوانین مطبوعات این دوره نیز متاثر از شرایط دهه دموکراسی بود و  لویه جرگه نمیتوانست قوانین پیشین را نادیده بینگارد،از همین جهت  قوانینی همانند به تصویب رسید . در ماده 5 قانون اساسی داود خان "احترام به ازادی و کرامت انسانی و از بین بردن هر گونه تعذیب و تبعیض را پذیرفت".
در ماده سی و هفتم این قانون نیز چنین امده بود "ازدی و محرمیت  مخابرات از تعرض مصون است ،دولت حق تفتیش مخابرات اشخاص چه به وسیله تیلفون و تلگراف و یا وسایل دیگر باشد،حکم قانون در حالات عاجل که در قانون تعریف میگردد .مامور مکلف است بعد از اجرای تفتیش در خلال مدتی که قانون تعیین میکند حکم محکمه را حاصل نماید"
برخی از نویسنده گان افغانی عقیده دارند که "داود تمام ادعا های خود نسبت به ازادی مطبوعات را کنار گذاشته و استبداد محافظه کارانه دوران نخست وزیری را از سر گرفته ازادی مطبوعات متوقف شد ،و اعمال نفوذ و فساد رونق گرفت "
در ماده سی و هشتم امده بود "ازادی بیان و فکر  از تعرض  مصون است ،هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله  گفتار ،نوشتار ،تصویر یا امثال ان مطابق به قانون اظهار کند .اجازه و امتیاز تاسیس مطابع و نشر مطبوعات تنها به اتباع افغانستان مطابق به احکام قانون داده میشود ،تاسیس مطابع بزرگ و تاسیس وتدویر دستگاه عامه فرستنده رادیو و تلویزیون مختص به دولت است"
شایان ذکر است که این قانون به لحاظ ظاهری و شکلی ،ازادی فکر و بیان را تضمین کرد ،اما در عمل خلاف ان اجرا شد .سید قاسم رشتیا در این باره چنین مینویسد:"چیزیکه این نظام  (نظام جمهوری محمد داود)را نسبت به نظام های قبل به صورت قاطع متمایل میساخت ،با گذشت حکومت  پلیسی  و از بین رفتن تمام انواع ازادی های فردی بود . تا جایکه  دو سال بعد از استقرار رژیم ،هنوز مردم حق خرید و فروش جایداد (اماکن)و خارج ساختن دارای های شخصی خود ازبانک ها را نداشتند.رفتن به خارج به کلی ممنوع و بسته به اجازه چندین مقام به شمول   دستگاه امنیت ملی و در مورد افراد روشناس (شناخته شده )با اجازه رهبر بود .جراید و مطابع شخصی تحت مصادره قرار داشته و صرف جراید دولتی در تحت کنترول  شدید  به نشر خبر ها ی که از طرف مقام ها ی حکومت تهیه و یا سانسور میشد ،میپرداختند .سید قاسم رشتیا نیز معتقد است که اثری از انتقاد ،حتی نسبت به نهاد ها و رده های سطح پایین دولتی ،در مطبوعات افغانستان به چشم نمیخورد و به محض تخطی ازاین قاعده ،مدیران جراید رسمی از کار برکنار میشدند.یک مثال اشنا در این زمینه ،برکنار محمد ابراهیم عباسی وزیر اسبق اطلاعات و کلتور مدیر روزنامه انیس بود.در زمینه رفت و امد خبرنگاران نیز محدویت های در نظر گرفته شد .سید قاسم رشتیا مینویسد:"به اخبار نویسان خارجی اجازه سفر داده نمیشد و کتب خارجی تحت سانسور قرار داشت."در یک کلام در دوران داود ازادی کسب خبر و انتقال اطلاعات در افغانستان از میان رفت.
در ماده 5 قانون اساسی جمهوری داود ،تاسیس احزاب سیاسی این چنین مجاز دانسته شد :"تشکیل احزاب سیاسی در جمهوری افغانستان مجاز است .مشروط بر اینکه مرامنامه ،اساسنامه و فعالیت های ان مغایر احکام قانون اساسی و قوانین کشور نباشد .حزبی که مطابق احکام قانون تشکیل شده بدون موجب قانونی منحل شده نمیتواند."
اما در عمل تمام احزاب سیاسی منحل شده و تنها یک حزب به نام غورحنگ ملی اجازه فعالیت یافت .این حزب نیز مورد حمایت ریس جمهور بود.
با کودتای  محمد داود یک بار دیگر نظام امرانه بر فضای فعالیت های مطبوعات حاکم گشت.در حقیقت ازان زمان ،مطبوعات تنها اجازه یافتند در چهار چوب سیاست حاکم فعالیت کنند .دولت یگانه مرجع رسیدگی به تخلفات مطبوعاتی بود ،نه از محاکم مطبوعاتی در دادگاه های عالی خبری بود نه از هیت منصفه .روزنامه نگاران فاقد استقلال حرفه ای بودند . دولت ،مدیران مطبوعات را منسوب میکرد و با دولت مرجع تشخیص و تعین صلاحیت روزنامه نگاران بود.اعمال سانسور و نظام پیشگیرانه ای مطبوعات ،یکی از ویژه گیهای بارز این دوره به شمار میرفت.
در این میان نکته در خور توجه سکوت و بی تفاوتی برخی از چهره های شاخص سیاسی در برابر حاکمیت نظام سانسور و اختناق بود .سردار نعیم ،برادر ریس جمهور یکی از این چهره ها بود .محمد نعیم خان که در گذشته یک از حامیان سرسخت ازادی مطبوعات به شمار میرفت ،با وجود داشتن مسوولیت کلیدی در دولت در دوره ریاست جمهوری ،در برابر حاکمیت فضای اختناق پلیسی سکوت پیشه کردو نظاره گر اوضاع باقی ماند.[12]

تحصیلات روزنامه نگاری در افغانستان
اموزش روزنامه نگاری به شکل اکادمیک و تخصصی ان در دهه 1330 شمسی در افغانستان پی ریزی گردید و باید هم که در بخش دوره زمامداری ظاهر شاه مورد بررسی قرار میگرفت ولی از انجاییکه بنده (نگارنده کتاب)شاگرد این رشته در دوره کنونی بودم و با ماخذ و مقاله استاد ارجمندم پوهاندحبیب الرحمن هاله استناد مینمایم و ایشان نیز در دوره ای محمد داود سمت ریاست دیپارتمنت ژورنالیزم در کابل داشت  ،بررسی این بخش را لازم میدانم .
اولین روزنامه نگاران متخصص و تحصیلکرده  در رشته ژورنالیزم صباح الدین کشککی و محمد خالد روشان بودند که در سال1335 با توافق  دانشگاه مشیگن جهت اموزش  فن روزنامه نگاری به امریکا فرستاده شدند. در سال 1339 با برگشت موفقانه ایشان ،تحولی در روش تدریس و ضرورت تاسیس یک بنیاد تعلیمی روزنامه نگاری در دانشگاه کابل محسوس .در برنامه پلان 5 ساله  اول جهت اشنای روزنامه نگاران غیر تخصصی افغان به اساسات مطبوعات وروزنامه نگاری ،کورس مسلکی ژورنالیزم به همکاری دانشگاه مشگین و یک تن از روزنامه نگاران امریکای به نام جالف ،در کابل دایر گردید.  که اکثرمسولین مطبوعات به شمول دکتور سهیل ریس مستقل مطبوعات نیز برای آموزش این مسلک اشتراک نموده بودند. متعاقبا به همکاری دکتور عبدالحکیم ضیایی ریس پوهنحی حقوق و علوم سیاسی و دکتور بهاالدین مجروح ریس پوهنحی ادبیات وعلوم بشری  در اجندای یک کمیسون ،مشترک برنامه ایجاد دیپارتمنت روزنامه نگاری و ارتباطات را در دانشگاه کابل تاسیس کنند . 
تلویزیون در افغانستان
برنامه تاسیس نشرات تلویزیون در افغانستان با سفر محمد شفیق به حیث صدراعظم به توکیو (جاپان)راه اندازی شد که در زمان جمهوری داود کار اعمار ساختمان ،خرید سامان و الات و نصب دستگاه های فرستنده در پهلوی ساختمان رادیو افغانستان و دستگاه فرستنده بالای کوه اسمای ،اعزام جوانان و کارمندان اطلاعات و کلتو ر که غالبا پرودیوسران برنامه های رادیوی بودند به ایران ،جاپان .و بلغاریا پروسه کار و تشکیل این وسیله جدید و مهم همگامی در افغانستان پایان یافت در سال 1356 و اغاز 1357 به نشرات مقدماتی نیز اغاز نمود .محمد داود میخواست تا تلویزیون با معیار های بین المللی قبل از نشرات رسمی به تهیه و ترجمه فلم های مستند ،راپورتاژها و غنی ساختن ارشیف این اداره بپردازد و مواد نشراتی تلویزیون تا شش ماه قبل اماده وثبت گردد .
تلویزیون افغانستان در کابل شامل بخش :
1-   اطلاعاتی و اخبار بود که علاوه از سرویس های خبری ،گزارشات وتبصره های را باید میداشت و به همین منظور دستگاه های سیار(او –بی –وان)را نیز اماده داشت.
2-   در بخش تخنیکی رادیو تلویزیون جوانان را از تخنیکم عالی استخدام و بورس های کوتاه مدتی را نیز سپری نموده بودند .مسوولیت بخش تخنیکی تلویزیون را قبل از افتتاح انجینر محمد خالد داود پسر محمد داود به عهده  داشت .
3-   بخش روزنه که همه برنامه های اجتماعی را دربرداشت .
4-   بخش فلم که در تهیه ترجمه فلم های هنری و مستند از زبان های و مستند به پشتو ویا دری موظف بودند.
5-   بخش موسیقی و نمایشنامه ها که در تهیه وثبت پارچه های و با تهیه برنامه های موسیقی غیر افغانی و هم ثبت نمایشنامه ها کار میکرد .علاوتا در مورد ادبیات و هنر های دیگر اداره هنر و رادیو به تشکیلات تلویزیون نیز راه پیدا نمود .
با کودتا هفت ثور1357 بنا به مصلحت سیاسی و قدرتمندان کمونیست ،به نشرات عادی پرداخت که در اوایل نشرات تلویزیون به مدت سه ساعت شبانه پخش میشد. مشاورین مطبوعاتی در تغیر برنامه به گرایش های سیاست اتحاد شوروی توصیه مینمود،دستگاه اخذه مارس را که نشرات کانال های نشراتی روسیه را دریافت مینمود و بایستی همه این برنامه با تبصره های جانبی دوباره از طریق تلویزیون افغانستان نشر میگردید .درعقب ساختمان تلویزیون کابل جابجا گردند،محدودیت های در نشرات وضع گردید و همه محتوی برنامه ها ،شعاری و سیاسی شده بود .بعدا برنامه (همسایه بزرگ شمالی ما )جای همه برنامه های ابتکاری تلویزیون را گرفت .مجموعه نشرات رادیو ،اخبار و اعلامیه ها ،بیانات دراز مدت رهبران خلق و پرچم ،گزارشات از جلسات و متنگ های خاص حزبی ،موسیقی مبتذل ،شعاری و غیر هنری بدور از عفت انسانی ،فلم های ممالک سوسیالیستی یا فلم های مبتذل پشتو پاکستانی که زاده ذوق نور محمد تره کی بود و در زمان او بیشتر نشر میشد .تلویزیون کابل تنها یک کانال نشراتی داشت .اما روس ها با دو کانال دیگر که از طریق دستگاه مارس و قمر مصنوعی پخش میگردید ،سعی میکردند تا اذهان عامه را در افغانستان به سود و منافع خود بچرخانند.
در دوره کمونیست ها تشکیلات رادیو تلویزیون به سطح وزارت ارتقا نموده برنامه های انحرافی بازاری چون (هنر دخلکو په خدمت کی )دختران جوان افغان را به صحنه ها ،تمثیل و رقص در خیابان ها کشانید.
تجاوز روس ها به افغانستان ،فاجعه بزرگی بود که در سطح فرهنگی نیز تاکنون پیامد های ناروای را در پی دارد .تلویزیون بهترین وسیله تبایغاتی روس ها در بقای قوای شان در افغانستان بود به همین لحاظ یک مقدار مواد تبلیغی و تخنیکی را در توسعه این اهداف از طریق تلویزیون سعی مینمودند،نشر نمایند در سال 1362 دستگاه اخذه و فرستنده را با نیروی بیشتر که ارتباط با قمر مصنوعی انترسپوتنک روسیه داشت در بالای ساختمان وزارت مخابرات نصب نمودند. این دستگاه که به نام دستگاه (شمشاد)معروف و مسمی است میتوانست در ارتباطات مخابروی و هم برنامه ها و گزارشات تصویری نقش ارزنده را بازی نماید.
تلویزیون برای رژیم کمونیستی به مثابه یک وسیله تبلیغاتی و تفریحی مهم بود و روی ها در گسترش  این وسیله مفاهموی سعی زیادی نمودند ،اولتر از همه وسایل اخذوی و استدیو های کوچک ثبت و نشر را در مراکز ولایات بدخشان ،بغلان ،بلخ،هرات،هرات ،فراه ،میمنه ،کندهار ،خوست ،گردیز ،غزنی وننگرهار نصب نمود .تشکیلاتی را به نام (استدیو های ولایات )در کابل به وجود اورد کهمواد تبلیغاتی بعد از ثبت ،یا توسط دستگاه مخابروی شمشاد بهاین مراکز فرستاده و یا اگر ان مراکز در محاصره مجاهدین میبود ،توسط هلیکوپتر انتقال داده میشد.[13]









 - غوث الدين فايق ، رازي را که نمي خواستم افشا گردد، ( پشاور: نشرکتابفروشي فضل ، 1379) صص 145[1]
 - فرهنگ ، همان اثر، ص 792[2]
 - غبار ، همان اثر ، ص 271[3]
 - سراج ، همان اثر ، ص 70[4]
 1  قاسمی ،نجی الله ،رژیم های افغانستان در طی یک قرن اخیر،دانش ،پشاور،1378 ص 59 -64
 1  عطایی ،محمد ابراهیم ،مترجم ،کامگار جمیل الرحمن ،تاریخ معاصر  افغانستان ،انتشارات میوند،پشاور،1384 ،ص 383-384
 تنویر ،دکتور محمد حلیم ،تاریخ روزنامه نگاری افغانستان ،پشاور ،1378،ص 213-215[7]
 کاروال ،  همان اثر ، صص 43-57[8]
 -خان آقا سعيد، ازجاسوسي تا وزارت(پشاور: مرکزنشراتي فضل1378) ص 178[9]
 - داکترشاه زمان وريح ستانيزي، سهل انگاری محمدداوودخان( پشاور: نشرموسسه انتشارات الازهر چاپ سوم 1379 ) ص 74[10]
 تنویر ،محمد حلیم ،تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان،(پشاور،1382)ص 222-226[11]
 عصمت اللهی ،محمد هاشم ،نظام مطبوعات افغانستان (تهران 1382 )ص 147-150[12]
 تنویر ،محمد حلیم ،تاریخ وروزنامه نگاری افغانستان،پشاور ،1387 ،ص 226-230 [13]











فصل اول

زنده گی نامه سردار محمد داود خان


     سردارمحمد داوودخان پسرسردارمحمد عزيزخان فرزند محمد يوسف خان پسرسرداريحيي خان فرزند سلطان محمد خان طلايي واولاد سردارپاينده محمد خان محمد زايي مي باشد.
       وي درسال 1288 هجري شمسي درشهرکابل پابه عرصه وجود گذاشت مطابق 1915 ميلادي تحصيلات ابتدايي خود را درليسه حبيبيه ، تحصيلات عالي خود را درفرانسه تکميل وتحصيلات نظامي را درکورس عالي افسران بپايان رسانيد[1].
       سردارداود ازاشخاص بود که درزندگي هرگزبه مقام درجه دوم راضي نمي شوند وترجيع ميدهند که شخص اول درقريه باشند تا شخص دوم درکشور. علايمي موجود است که وي دردوره صدارت وحتي پيش ازآن هواي پادشاهي درسرداشت. به موجب يک روايت که توسط خانوادهء محمد کريم خان حاکم اعلاي فراه تصديق شده، سردارموصوف هنگامي که درعصر محمد هاشم خان صدراعظم بحيث نايب الحکومهء قندهارکارميکرد به حاکم اعلاي فراه پيشنهاد کرده بود به نفع زمامداري او درمنطقه تبليغات کند. اما قدرمسلم اين است که بدنبال انکار محمد کريم خان ازاجراي اين امر وي  به امرصدراعظم ازوظيفه اش معزول وبدون دليل معلوم براي مدت درازي زنداني شد[2] .
       بالاخره سردارمحمد داوود بتاريخ 26 سرطان 1352 به آرزوي ديرينه خود رسيد و(دموکراسي نمايشي) که منظور آن بدنامي دموکراسي درافغانستان بود به ارمغان آورد، رژيم جمهوري را نيز" ازبالا " اعلام کرد واستبداد شديد سابق را بارديگر آشکارا آغازکرد[3].  داوود خان صدراعظم با داوود خان ريس جمهور اززمين تا آسمان باهم فرق داشتند. اومحبوبيت  زمان صدراعظمي اش را دربين مردم ازدست داده بود، حس انتقام جويي او را دگرگون ساخته بود[4] .
دولت سردار محمد داود خان از لحاظ شکل حکومت
دولت سردار محمد داود خان بعد از احراز قدرت سیاسی در اولین بیانیه رادیویی خویش در رابطه به شکل نظام سیاسی گفت "من برای سعادت اینده وطن خود جز قایم ساختن یک دموکراسی واقعی و معقول که اساس ان بر خدمت به اکثریت مردم افغانستان برقرار باشد راه دیگری سراغ نداشتم و ندارم به نظر بنده تهداب چنین یک وضع اجتماعی تامین کامل حقوق مردم و اعتراف کامل به اصل حاکمیت ملی است که باید به دو اصل فوق ظاهر و یا پوشیده خلل وارد نشود".
اظهارات فوق که انعکاس نیت پاک و احساس میهن پرستانه محمد داود بود نباید مورد سوال قرار داد ،اما نسبت عوامل معین که شاید عدم تکوین و رشد سیاسی جامعه ویا هم مصلحت زمان باشد سردارمحمد داود خان انچه در مورد دموکراسی و حاکمیت ملی دراول تعهدکرده بود حین تدوین قانون اساسی طفره رفت ارزیابی مواد مبنی بر وظایف و صلاحیت های ریس جمهور در قانون اساسی حوت 1355 جمهوری افغانستان نشان میدهد که بیشترین صلاحیت در مقام ریاست جمهوری که خود در ان قرار داشت متمرکز شده بود.مسلم است که ملت و مردم از طریق نماینده گان یعنی اعضای پارلمان یا ولسی جرگه در حاکمیت کشور سهم میگیرند اما در قانون اساسی حوت 1355 جمهوری محمد داود حکومت مکلف به اخذ رای اعتماد از پارلمان یا ولسی جرگه نبود،ولسی جرگه یا شورای ملی نمیتوانست از حکومت یا اعضای کابینه سلب اعتماد نماید ،با این اساس مردم نمیتوانست از طریق نماینده خود در اداره کشور سهم بگیرد و اراده خود را در حاکمیت  دولتی تمثیل نماید .تعیین ،برطرف ساختن و قبول استعفای مامورین  ریس جمهور و اعضای کابینه طبق ماده (87) و قسمت یازدهم ماده قانون اساسی از وظایف وصلاحیت های ریس جمهور به شمار میرفت .از همین جهت ماده 21 قانون اساسی جمهوری افغانستان که حکم میکرد"حاکمیت ملی در افغانستان به مردم تعلق دارد "عملا تحت سوال قرار میگرفت.
در قانون اساسی محمد داود خان جز حزب انقلاب ملی که مربوط به سردار محمد داود بود سایر احزاب اجازه فعالیت نداشت . این موضوع در ماده چهلم قانون اساس چنین توضیح گردیده است.
"به خاطر روشنی خواست های اجتماعی و تربیت سیاسی مردم افغانستان تا زمانیکه این ارزو براورده میشودو به شد طبیعی خود میرسد تحت رهبری حزب انقلاب ملی که بناد گذار و پیش اهنگ انقلاب ملی و مترقی 26 سرطان مردم افغانستان است  در کشور صرف سیستم یک حزبی مستقر میباشد." بدین ترتیب از نظر سردار محمد داود خان تا زمانیکه جامعه افغانستان به رشد و پخته گی معین سیاسی میرسد برای دولت افغانستان شکل حکومتی یک حزبی را برگزیده بود .
دولت محمد داود خان از لحاظ استقلالیت

دولت جمهوری سردار محمد داود خان دولتی ازاد،مستقل و خود مختاربوده ،در نظم و ادارهً کشور چه در اداره امور داخلی وچه امور بین المللی تابع هیچ کشوری نبود همه امور کشور را بر اختیار عام و تام انجام میداد اصل ازادی و اختیار دولت جمهوری افغانستان در فصل سوم و ماده بیستم قانون اساسی به شکل آتی مسجل گردیده است:" افغانستان یک دولت جمهوری ،دیموکراتیک ،ازاد ،واحد و غیر قابل تجزیه است."
دولت سردار داودخان ازلحاظ ترکیب:
دولت جمهوری سردار محمد داود خان از لحاظ ترکیب یک دولت بسیط بود . با امدن نظام جدید جمهوری 26 سرطان 1352 در ترکیب کشور تغییربه عمل نیامد کمافی سابق مثل زمان سلطنت اعلیحضرت محمد ظاهر شاه،قوانین ،اصول و موازینی که از طرف قوای مقننه ترتیب و تدوین میگردید بدون استثنا از مرکز تا ولایات در تمام اطراف و اکناف کشور قابل تطبیق بود هیچ یک از ولایات و یا نواحی کشور دارای قوانین خاص و جداگانه نبود. قانون اساسی دولت ساده و بسیط با قانون اساسی دولتی یا مرکب یا متحده کاملا متفاوت میباشد . در دولت متحده قانون اساسی حکومت مرکزی و قانون اساسی هر یک از دول تفاوت میکند،طوری مثال در قانون اساسی کانادا از جمله ایالات ده گانه دو ایالت بیشتر نماینده گان نسبت به شش ایالت به مجلس میفرستد.

دولت سردار داود خان از لحاظ طرز حکومت
دولت سردار محمد داود خان از لحاظ طرز حکومت ،یک نظام جمهوری بود زیرا محمد داود خان بعد از گرفتن قدرت در سرطان 1352 در قسمت از اولین بیانیه خود نظام دولت را چنین اعلان کرد .
"...هموطنان عزیز! باید به اطلاع شما برسانم که دیگر این نظام از بین رفته و نظم جدید که عبارت از نظام جمهوری است و با روحیه اسلام موافق است جا گزین ان گردید...."همچنین سردار داود خان طی تبریکی رژیم جدید به مردم کشور اظهار داشت :"رفقای من و من از صمیم قلب این اولین جمهوریت افغانستان عزیز را به شما تبریک میگویم وانرا سعادت و سرفرازی افغانستان و ملت افغانستان مسعود و میمون میخواهیم ..." این اصل سه سال و هشت ماه بعد در ماده بستم قانون اساسی سال 1355 چنین تسجیل یافت :
"افغانستان دولت جمهوری مستقل ،دیموکراتیک واحد و غیر قابل تجزیه است" قابل تذکر است که فرق عمده رژیم جمهوری با نظام شاهی در این است که زمامداری نظام جمهوری برخلاف رژیم شاهی توسط ارا مستقیم یا غیر مستقیم اقشار مختلف مردم انتخاب میگردد.در نظام جمهوری علاوه بر اینکه وراثت وجود ندارد زمامداری مطابق قانون اساسی تعیین و نصب میگردد.[5]

سرود ،نشان وبیرق جمهوریت
موسس جمهوریت در سال 1973 میلادی بیرق را در مقابل قصر جمهوری به اهتزاز دراورد و ده ها هزار تن ازمردم کابل در انوقت برایش کف زدند .
رنگ بیرق سیاه ،سرخ و سبز بود و در نشان تغیراتی امده بود .در نشان به جای محراب و منبر تصویر یک عقاب جا داده شده بود که با بالهای باز در حال پرواز بود.
این واقعا افاده کننده مفهوم بسیار عالی بود ،ولی رقیبان خارجی عناصر مذهبی را جستجو نمودند ،یک ملا در چهار راهی قندهار گفت :"ای مسلمانان! ببینید که دولت جدید به جای محراب و منبر یک عقاب مردار خور را برگزیده ."این گونه تبلیغات زیاد بود،اگر چه شبکه های استخباراتی حکومت انان را تعقیب مینمود ولی با گذشت هر روز افکار عامه در ضدیت قرار میگرفت .
اگر چه دولت اعلان نمود که لوای مقدس اردو(بیرق) به همان شکل سابقه است که با کلمه و با نام های چهار یاری (یا خلفای راشدین "رض ") مزین شده است. و اکنون نیز رسمیت دارد و به نشان عقاب تنها در ساحه ملکی رسمیت داده شده است ،ولی تبلیغات دشمن افکار عامه را مسموم ساخته بود ،حتی گاه گاهی رهبر ملی نیز به این متهم میگردید که از اسلام رو گردانیده است .
دولت جهوری به شاعر مشهور کشور عبدالروف بینوا وظیفه داد تا برای جمهوریت سرود ملی بسازد ،سرود ملی به طور دسته جمعی اجرا و در موزیک اردو برایش جا داده شده بود ،در تمام تشریفات داخلی و خارجی در وقت رفتن و یا امدن رهبر ملی محمد داود خان برایش سروده میشد ولی برخی همسایه گان مغرض و منابع داخل بر این سرود ملی نیز انتقاد مینمودند که از مقدسات اسلامی در ان تذکر به عمل نیامده است .[6]
قانون اساسی و لویه جرگه محمد داود خان
محمد داود سعی مینمود تا با راه اندازی لویه جرگه بتواند به نظام خود صبغه قانونی دهد و روش و عملکرد های سیاسی خود را اندکی متمایل به غرب گرداند وی همچنان وعده داده بود که قانون اساسی جدیدی نیز ساخته خواهد شد بدین منظور موسی شفیق صدراعظم را که توسط کمونیست ها در زیر خانه پراو صدارت زندانی و فلج ساخته بود .دوباره تحت تداوی قرار داد و از زندان رها گردید موسی شفیق در تدوین قانون اساسی جدید مطابق اندیشه محمد داود .که خواهان تشکیل نظام یک حزبی تحت نام جمهوریت نظام دموکراتیک بود .مسوده قانون اساس را اماده کر د این قانون مورد تایید محمد داود قرار گرفت و تنها راه توشیح ان و قانونی نمودن مقام جمهوری محمد داود لویه جرگه بود.
کار های مقدماتی لویه جرگه توسط وزارت داخله در ولایات ،ولسوالی ،و علاقه داریی ها به راه انداخته شده بود . داود فیصله نموده بود:که کسی اگر در این لویه جرگه مخالفت با اجندای جلسه و قانون اساسی مطروحه داشته باشد مجال شرکت پیدا ننماید. اکثر افراد قابل اعتماد داود سعی مینمودند تاکسانی را برای شرکت در این جلسه عمومی کاندید نمایند که از فیصله های ان جرگه سرپیچی ننمایند،و با این نحو انان اخلاص خود را در برابر ریس دولت ابراز داشتند:وزارت داخله با والی ها ولسوال ها گوشزد نموده بود که افراد معرفی شده شان را تضمین نمایند . برای کار مقدماتی از هر حوزه یا ولسوالی با ید شش نفر کاندید مورد اعتماد به ولایت معرفی گردد و ولایت از ان  جمله سه تن را تضمین نموده به مرکز معرفی دارد .بعدأ مرکز از جمله سه کاندید مذکور یک تن را به عنوان نماینده ان محل انتخاب نموده به ،برای عضویت درشورای عمومی یعنی (لویه جرگه )بعد از تکمیل این پروسه تمام اعضای انتخاب شده لویه جرگه از سراسر افغانستان به تاریخ 25 دلو 1355  در ساختمان ها لیلیه پل تخنیک برای جلسات مقدماتی جا به جا شدند انان مکلف به تطبیق برنامه های طرح شده و بررسی مسوده قانون اساسی بودند . در اخیر هفته برای سرگرمی انان محافل کنسرت ،مهمانی ها ،و سیر و سیاحت به فارم های زراعتی جلال اباد را در نظرگرفته بودند . اعضای بلند پایه دولت و وزارت خانه ها ،صاحب منصبان بلند رتبه نیز شامل اعضای لویه جرگه بودند.
مواد قانون اساسی داود در بخش ریاست جمهوری مطابق ماده (76)،مدت کار ریس جمهور مدت شش سال تعیین نموده بود . و تذکر بر این که بنا بر عدم شعور سیاسی مردم سیستم نظام یک حزبی در نظر گرفته شد این جمهوریت ،مطابق به ماده (20) از قانون اساسی جدید به نام( جمهوریت دیموکراتیک افغانستان)نام نهاده شد در این قانون اساسی مسله تفکیک قوای سه گانه اجراییه ،قضاییه و مقننه وجود نداشت مسله انتخابات عمومی ،قانون مطبوعات و ازادی بیان نیز تذکری نرفته بود.در قانون اساسی مدت کار کاندیدای ریاست جمهوری برای چند بار قید نبود در ماده (21) این قانون حاکمیت ملی به ملت تعلق داشت در حالیکه اعضای لویه جرگه صلاحیت سلب اعتماد و یا رای اعتماد و نظارت بر قوای اجرایه را نداشت . در این قانون ریس جمهور از هرنوع مسوولیت مبرا تمثیل شده و محاکمه و نظارت افراددیگر نیز شیوه پیچیده را داشت.
در این لویه جرگه تصمیم گرفته شد که باید ریس جمهور اینده افغانستان نیز تعیین گردد.در حالیکه شیوه انتخاب ریس جمهور به کلی تصنعی بود و ملت درک میکرد که همه این تلاش ها برای قانونی جلوه دادن نظام جمهوری محمد داود است وی خود نیز در قطار اعضای لویه جرگه نشسته بود و خود را کاندید ریاست جمهوری مینمود تا جلسه شکل واقعی و دموکراتیک را به خود بگیرد.
سیستم تک حزبی و الغای قانون مطبوعات
محمد داود با قانونی نمودن دولت برای خود ،زمینه سازی تشکیل حزب سیاسی را نمود که مطابق ان در قانون اساسی تذکری مجهولی رفته بود .قبل از این کار تغیراتی در کابینه به وجود اورد.جنرال حیدر رسولی به حیث وزیردفاع،عبدالله وزیر مالیه و داکتر عبدالمجید به حیث وزیر عدلیه مقرر گردید . دکتور حسن شرق که فرد نزدیک داود بود و یکی از کمونیست های  وابسته به ک، ج ، ب بود از مقام معاون صدارت برطرف و به حیث سفیر افغانستان در توکیو مقرر گردید.
محمد داود به منظور تاسیس و اجرای سیستم تک حزبی دست به کارشده ،کمیسونی را مشتمل بر حیدر رسولی ،دکتور عبدالمجید ،عبدالله و پاس یوسفی به وجود اورد تا در جهت تشکیل و جلب و جذب اعضا کار وسیع را اغاز کنند . و مقدار بودیجه دولت را نیز به این منظور تخصیص داد  .این حزب که به (غورحًنگ ملی )مشهور است در مقر وزارت مالیه سازماندهی میگردید و در اکثر ادارات و مراکز دانشگاهی تلاش پیهم صورت میگیرد تا جوانان روشنفکر و تحصیل کرده را جذب نمایند .مرام اصلی غورحنگ ملی تحت شعار (خدا ،وطن و رهبر )شکل دهی شده بود کمونیست ها که تغیر روش سیاسی محمد داود را درک نموده بود .با مشاوره ماسکو دستور گرفتند که به طور تکتیکی عضویت حزب سیاسی محمد داود غورحنگ ملی را نیز دریافت دارند تادر اینده از صحنه سیاسی افغانستان به دور نمانند .عده ای از کارمندان بلند پایه مسلمان در دولت نیز تلاش های مبنی بر جلب و جذب جوانان و دانشمندان مسلمانان بودند تا منحیث یک گروه سیاسی در بدیل کمونیست ها در اینده افغانستان جا داشته باشند.
 داود خان با روش کارمندان مسلمان خود تا حدی راضی به نظر میرسید و تصور میکرد با بو جود امدن چنین نیروی میتواند در اینده علیه  نهضت اسلامی (جوانان مسلمان) مقاومت نمایند و هم در بیرون راندن کمونیست ها قوه بالفعل باشد .
پالیسی نشراتی دولت براساس سیاست بیطرفی افغانستان ،اصالت افغانی ،وحدت ،استقلال و حاکمیت ملی بود .وزارت اطلاعات کلتور در سال اول جمهوری مقرره مطبوعات    را تسوید و تصویب نمود که مطابق ان  رهنمای برای نشریات مفید و سالم زیر نظر دولت گسترش یابد.
داود در زمینه مطبوعات در بیانیه خود گفته بود"دولت جمهوری برای بسط و یشر و توسعه مطبوعات و انتشارات دیموکراتیک به منظور بیداری مردم کمک موثر خواهد کرد و هنر های ملی تیاتر ،سینما ها و رادیو را تقویه و توسعه خواهد بخشید و هم چنان برای ایجاد شبکه تلویزیون در مملکت اقدام خواهد کرد.[7]


علل زوا ل جمهوري شاهانهء سردار محمد داوود

        مردم رنجديدهء افغانستان رژيم جديد ونظام جمهوري افغانستان رابه خوشي وسروراستقبال نمودند وشادي کنان بيکديگرسرنگوني نظام سلطنتي را تبريک ميگفتند. جناح هاي منشعب حزب دموکراتيک خلق افغانستان نيزازتحول 26 سرطان واعلان جمهوري افغانستان استقبال خود را اعلام نمودندولي جناح خلق بنابراصول وپرنسيپهاي ايديولوژيک وسياسي متناسب به وضع کشوروموضعگيري محمدداوودبااحتياط کامل عمل کردوهوشياري سياسي خودراحفظ نمود ودرعين زمان بااستفاده ازشرايط مناسب سياسي وروحيه پيروزمندانه اردو کار ديناميک وفعال درجلب وجذب دردرون اوردو وعمدتاً درقواي زرهداروقواي هواي به شدت آغازنمود.
       محمد داوود خان بنابرخصلت مغرورانه ، خودخواهانه وناسيوناليستي خودکامه خود فعاليت هاي سياسي احزاب را غيرقانوني اعلان نمود. بدين منظور جناح خلق تقريباً بعدازيک مدت آمادگي براي روز هاي دشوارمبارزه مطابق به اوضاع کشور ازعلني ونيمه مخفي ومخفي وغيره را ارزيابي مي نمودند. ولي جناح پرچم عملاً ازقدرت سهم داشت ، چنانچه دروزارتهاي داخله ، زراعت ، معارف ، ماليه ، خارجه ، وصدارت وهمچنان درقطعات گارد ، قواي مرکز، قواي هوايي وزميني ازجمله کوماندووغيره کادرهاي خود را جابجا کردند. تنها دروزارت داخله چندين والي وبيشترازهشتاد اولسوال وتقريباً تمام هيأت رهبري وزارت وسايرشعبات آن دراختيارجناح پرچم قرارداشتند. طي اعلاميه اي ازتمام اعضاي پرچم تقاضا صورت گرفته بود که ازنظام جديد پشتيباني نمايند ودرصورت ضرورت به دفاع ازآن درمبارزه عليه ارتجاع  داخلي ودسايس امپريالزم برخيزند.
       محمدداوود درتحت تاثير گرايشهاي ترقي خواهانهء همکاران جوان کودتاي خويش وبه خاطر ايفاي سياست مترقي درجهت جلب همکاري نيروهاي چپ دموکراتيک برنامه خطاب به مردم افغانستان را که بوسيله پرچميها تهيه شده بود پذيرفته وآنرا با اندک تغييرات ودستکاري ها درطي يک بيانيهء راديوي اعلان داشت.شايد ضرورت به تذکرباشد که متن اولي برنامهء متذکره بنابردستور رهبري حزب ، باملاحظهءشرايط مسلط دوران نگاشته شده بود. متن نوشته شده را ببرک کارمل ازمجراي ارتباطي ازطريق دوستان ميراکبر خيبربراي رهبري رژيم ارسال نموده .چنانچه ميرمحمد صديق فرهنگ درباره خط مشي محمد داوودچنين مي نويسد: دراين بيانيه که ازنگاه اسلوب نگارش محتوي با برنامهء حزب دموکراتيک خلق شباهب به هم ميرساند، اصلاحات بنيادي مانند بسط وتوسعهء حقوق وآزادي هاي دموکراتيک مردم دروجود قانون اساسي ، وخدمات صحي مندرج بود ويک اداره ءپاک ، فعال وبا امانت را به مردم نويد ميداد.
       دربرنامه رژيم محمد داوود خان ايجاد وتحول اساسي درنظام اقتصادي اجتماعي وسياسي کشوردربارهء رشد وتوسعهءصنايع وغيره وعده داده شد بود ازاين رومورد پشتيباني نيروهاي چپ عمدتاً جناح هاي خلق وپرچم قرارگرفت ولي ا خواني ها ، شعلهء يي ها ، سازايي ها چندان خوشايند نبودند وخصوصاً اخواني ها وطرفدا ران غرب که بعداً به توطعه ها اخواني ها ازجمله استارنيازي رهبراخواني ها آغازکرد. ولي رهبران وفعالين ديگرآنها مانند برهاندين رباني ، گلبدين حکمتيارواحمدشاه مسعود به پاکستان فرار نمودند ودراسد 1354 ه.ش(جولاي 1975ميلادي) دراولسوالي پنجشيرشورشي را عليه دولت محمد داوود براه انداختند ولي توسط دولت سرکوب شدند. ودوباره به پاکستان فرارنمودند. به همين ترتيب چندين تحريکات وکودتا براه انداخته مي شوند، ازجمله کودتاي محمد هاشم ميوندوال وغيره ميتوان نام برد .
       درعرصه بين ا لمللي اتحادشوروي وهند ازرژيم جمهوري افغانستان حمايت خود را اعلان ميدارند ولي کشورهاي همسايه ايران ومخصوصاً پاکستان به شمول ممالک غربي ازجمله ايالات متحده امريکا نگران وحتي برافروخته شدند. محمد داوود بعدازقيام اخواني ها وموضعگيري کشورهاي همسايه عمدتاً ايران وپاکستان وايالات متحده امريکا ونفوذ نيروهاي چپ (عمدتاً پرچمي ها ) درساختاردولتي واختلافات ميان کودتا چيان تصميم گرفت تا بالاي سياست داخلي وخارجي خود درمشورهء نزديک با برادرخود سردار محمد نعيم خان تجديد نظر نمايد. اولاً اختلاف ميان دوکتورمحمد حسن شرق وپاچاه گل وفاداري وبعداً عبدالحميد محتاط آغازميگردد ودرنتيجه هردويشان ازوظايف سبکدوش ميگردند. غلام حيدر رسولي بحيث يگانه مستحق جانشين محمد داوود دراطرف خود وحيدعبدالله ، عبدالقديرنورستاني وغوث الدين فايق را جمع نموده ودرکميته مرکزي جمهوريت انشعاب را براه مي اندازد نام حزب خود را انقلاب ملي ميگذارند. بدين ترتيب اختلاف ميان اعضاي کميته مرکزي جمهوريت درسال 1355 ه.ش به اوج خود ميرسد ومحمد داوود درعمل تحت تاثير گروپ راست وضد نيروهاي چپ واتحاد شوروي قرارمي گيرد ولويه جرگه 1355 ه.ش خلاف وعده هاي قبلي تحت نام دموکراسي واقعي وتأمين حقوق دموکراتيک وغيره تحت کنترول گروپ راستگرا(غلام حيدر رسولي ) تدوير ميگردد.
       دوکتور محمدحسن شرق دربارهء لويه جرگه سال 1355 مي نويسدکه :" اعضاي آن ازطرف دسته حيدررسولي بنام (انتخاب) انتصاب شده بودند، که بزرگترين لطمه را به پيکرمعنوي محمد داوود ونفوذش درميان مردم افغانستان وارد آورده بود" ومحمدنعيم خان نيزاين لويه جرگه را به سوهاني تشبيه کرده بودکه اعتباروعمر زمامداري برادرش محمد داوود را مي خورد.
       بدين ترتيب محمد داوود خان 180 درجه تغييرنموده وعملاً به تصفيهء نيروهاي مترقي ودموکراتيک آغازمي نمايد، به عوض اشخاص که سبکدوش ميشدند اکثراً اشخاص وابسته به حيدررسولي ويا غير سازماني مقرروتعين ميگرديدند. چنانچه غوث الين فايق دراين باره درصفحه 137 کتاب (رازي راکه نمي خواستم افشاگردد) خود مينويسد:
       محمد داوود ديکتاتوري خودکامه، مستبدالراي بدون مراجعه به آراي دوستان خانداني واشخاص خبره کابينه را ترميم نمود. مردم افغانستان که ازظلم وستم غلام  حيدر رسولي وبي عدالتي وفحاشي قديرنورستاني ضابط ترافيک وعبدالله به ستوه آمده بودند وروزها را به اميد ترميم کابينه سپري مينمودند. وقتي که ديدندهمان آش است وهمان کاسه مأيوس ونااميد شدند. زيرا امورامنيت ودفاعي کشوربه نااهل ترين وبي کيفايت ترين وازنقطه نظرتقوا به کثيف ترين مردم سست عنصرسپرده شد. که هرلحظه خطربه استقلال وآزادي صلح وامنيت کشورقريب الوقع به نظرمي رسيد ضعف انتخاب محمد داوود پس ازسالها تجربه وگذشت زمان دردوره رياست جمهوري اش نه تنها بهترنشد ازگذشته برترشد ووطن را به تباهي کشيد!
         بدنبال تغييردرسياست داخلي درسياست خارجي محمد داوود خان تجديد نظر صورت مي گيرد. او ازهمسايه گان خود (ايران وپاکستان) شروع مي نمايد. اولاً مذکرات درسطح وزراي خارجه به ميان افغانستان وايران آغازميابد وايران ازسياست جديدمحمد داوود خان استقبال مي نمايد.
       بدنبال بهبود مناسبات افغانستان با ايران کشورهاي ديگراسلامي ازجمله عربستان سعودي مبلغ ده مليون دالرکمک بلاعوض و50 مليون دالر قرضه بدون ربح به افغانستان وعده ميدهد. محمد اعظم سيستاني دراين رابطه چنين مينويسد: دولت ايران بايک طرح کمک اقتصادي ده ساله ويک کمک عاجل 300 مليون دالربه پلان انکشافي هفت سالهءافغانستان به داوود داد وپيشنهاد کرد که کمک ايران را جانشين کمک شوروي بسازد. همچنان ايران حاضرشد براي افغانستان تسهيلات بندري دربندرعباس فراهم کند تا اين کشورناچارنباشد براه هاي ترانزيتي شوروي بستگي داشته باشد. وبالاخره شاه ايران سعي بعمل آورد تا درحل اختلافات افغانستان با پاکستان نقش ميانجي را بازي کند.
       دوسال بعد ايران حاضرشد تا مصارف راه آهن ازافغانستان تا بندرعباس را بپردازد ومقابلتاً چهار روزبعد ازموافقت نامه ، اسناد مربوط به قرارداد تقسيم آب هلمند بين زلمي محمودغازي سفيرکبيرافغانستان درتهران وآقاي خلعت بري وزيرامورخارجه ايران درتهران مبا دله گرديد.
       درپايان مذکرات داوود باشاه ايران دولت ايران يک اعتبارهنگفت بالغ بر دومليارد دالرکه درتاريخ مناسبات مالي کشورهاي جهان سوم نظيرنداشت ، به افغانستان وعده داد.
       اميرکويت نيزچک سفيدي را دراختيارداوود خان گذاشت تاهرجه مي خواهد بنويسد، شرط آنکه ازشوروي دوري گزيند. شاه ايران بعد ازسفر محمد داوود خان به پاکستان رفت تا روابط محمد داوود را باکشورپاکستان نورمال سازد، به تعقيب آن بوتوصدراعظم پاکستان بنابردعوت افغانستان بتاريخ 7 جون 1967 به ا فغانستان سفرکرد.
       رهبري اتحادشوروي ازتمام اين جريانات  ومذکرات وارتباطات دولت محمد داوود با ايران پاکستان وسايرکشورهاي غربي واسلامي معلومات کافي دراختيارداشت . بناً روابط افغانستان با اتحاد شوروي (برژنف) دررابطه به طرح برخي مسايل ازجمله طرح دربارهء اينکه بايد کارشناسان کشورهاي ناتوکه بحيث جاسوسان درشمال افغانستان گماشته شده آنرا بيرون کنيد! به حد نهايي تيره وخراب گرديد زيرا محمد داوود اين طرح بريژنف را مداخله درامور داخلي افغانستان تلقي نمود وحتي ميزمذاکره را ترک گفت. خلاصه اينکه محمد داوود بنابر خصوصيات وکرکترخودخواهانه وخود کامهء خويش نتوانست تايک توازن وتناسب معين را درسياست داخلي وخارجي ثابت حفظ نمايد. او درمرحله اول(تقريباً دوسال اول) به نيروهاي چپ اتکا نموده وروابط خوب با اتحاد شوروي تأمين مي نمايد ومعکوساً درسرکوب نيروهاي راست وخيره شدن مناسبات را با ايران، پاکستان وسايرکشورهاي اسلامي وايالات متحده امريکا باعث شد وبعداً 180 درجه هم درسياست داخلي وهم درسياست خارجي تغييرنموده وعملاً اصول عنعنوي عدم انسلاک وبيطرفي افغانستان را درهردوحالت متضرر ميگرداند واين عدم ثبات درسياست وموضعگيري محمد داوود عامل اساسي سقوط رژيم اوشمرده مي شود.
       درين هنگام کنفرانس وحدت حزب دموکراتيک خلق افغانستان (خلق وپرچم ) بخاطراحياي مجدد وحدت دوجناح منشعب بتاريخ 12 سرطان 1356 ه.ش مطابق 3 جولاي 1977 ميلادي تدويرميگردد که موضعگيري دربرابرهمه نبردهاي سياسي بخصوص دربراررژيم حاکم محمد داوود بازتاب صريح يافته بود.
       در رژيم محمد داوود شيوع فساد اداري وفضاي عظمت طلبي ، يکتازي واستبداد روزبه روزبيشتر وبيشترتقويت مييافت ، محمد داوود به نام هاي مختلف مانند زعيم بزرگ، رهبربزرگ ، وغيره کيش هاي شخصيت چون صدام حسين ، قزافي ، ضياالحق . . .مبدل ميگرديد.
       خلاصه اينکه محمد داوود وظايف واهداف اساسي که دربيانيهء خطاب به مردم وسايروعده هاي ديگررا به فراموشي ميسپارد وخلاف ادعا هاي سابق ، قرارداد في مابين ايران وافغانستان درباره تقسيم آب هلمند که دردوران صدارت موسي شفيق مطرح شده بود دوباره مهر تاييد ميگذارد.
       مسئله پشتونستان را دراثر فشار امريکا مي خواست به نفع پاکستان حل وفصل نمايد وده ها معامله درپشت پرده با محافل حاکمهء ايران ، پاکستان ، عربستان سعودي ، کويت وسايرممالک عربي وغربي وا يالات متحده امريکا به خاطر سرکوب نيروهاي چپ ودموکراتيک به موافقه ميرساند.
       رژيم محمد داوود ازنقطه نظر(سياسي ، اجتماعي ) سوءاستفاده ها ، فساد اداري ، فقدان کامل حقوق سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ونارضايتي مردم ، بازگشت به استبداد دوران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحيهء مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران قبلي وعدم رضايت درقواي مسلح وروحيه مخالف به رژيم وغيره يک فضاي بحران وتشنج را درکشوربوجود مي آورد.
       بدين ترتيب يک روحيه دگرگون وتغييرسياسي دربين نيروهاي ملي ودموکراتيک ونظاميان عمدتاً درسطح پايين رتبهء آن فراهم گرديده بود، واين روحيه آنوقت بيشترتقويت گرديدکه وحدت حزبي دوجناح خلق وپرچم تأمين وتحکيم گرديد. حزب درسند وحدت حزبي چنين اعلام کرد:" پيکاربرضدارتجاع وامپرياليزم ، پيکاريست طولاني ومشکل ، مبارزات عظيم وشديد درپيشروست ولي پيروزي حزب حتمي است ."
       محمد داوود ازوحدت حزب بسيارنگران وعصباني شده بود. اوتصميم جدي داشت تاچگونه حزب واحد خلق افغانستان را متلاشي ، تضعيف وحتي سرکوب نمايد حزب امکان اين خطر را جدي درک ميکرد وبه همين منظوربه تمام امکانات وانرژي تلاش صورت گرفت تاسازمان هاي حزبي درقواي مسلح (اردو) توسعه وتحکيم بيشتريابند وعملاً براي دفع حملهء رژيم يابراي حمله ضد حمله آمادگي داشته باشند[8].
       درهمين زمان بودکه همسايه بزرگ شمالي ونيزايالات متحده امريکا که عقدهء خيلي هاعميق را ازجنگ ويتنام بدل داشتند برسرمسئلهء افغانستان که هرکدام مي خواست زودتراهداف خويش را ازين منطقه که درقلب آسيا موقعيت استراتيژيک نيز داشت برضد يکديگر تحميل نمايند پس درگيريک جنگ سرد شدند واينبار هدف هردوسوختاندن افغانستان ومردم افغانستان چون مواد سوختي اين دوابرقدرت جهان بود.
       امريکا درين راستا چند هدف را تعقيب مي نمود:
1.    اولاً مي خواست ازموقعيت استراتيژيک افغانستان آن اهداف خويشرا که درايران بعد ازاستقرارنظام اسلامي درين کشوردرمقابل شوروي به پيش برده نتوانسته بود به پيش ببرد. عبارت ازاين است که شوروي را مجبور نمايد تا به افغانستان مداخلهء نظامي را براه بيندازد که بعد از پيروزي اين هدف، پاکستان را کليد حل مشکلات خود سازد.
2.    درمقابل دشمن سرسخت خود(ايران وشوروي ) مي توانست مؤفقيت را حاصل نمايد، چنانچه اول الذکر را به مجبور به تسليم شدن راه حل سياسي ومجبوربه اطاعت نمودن ازسياستهاي خارجي امريکا نمايدو ودومي را بعد ازمداخله نظامي مانند (نداف پخته تکاني) نمايد وقصد عساکرکشته شده اش را برضد شوروي درويتنام بگيردکه بالاخره موفق هم شد[9].
       بالاخره سردار محمد داود )آخرين بقاياي آل يحيي) بتاريخ 7 ثور 1357 ساعت 12 بجه شب از طرف تورن امام الدين به شهادت رسانيده شد وبعد درقصرگلخانه با فيرماشيندارها 72تن ازاعضاي فاميل وي نيزبه شهادت رسيدند.[10]













فصل دوم
مصبوعات وفرهنگ در دوره داود خان
رسانه های گروهی با انکه در محدوده انتشارات دولتی قرار داشت،اما با انهم شیوه و و وسعت نظر گسترده را میپیمود که تاثرات و نقش خود را  در جامعه به خوبی ایفا  میکرد تیراژروزنامه ها در سطح بالا تری قرار گرفته ،علاقه مندی مردم به روزنامه و مجلات بیشتر محسوس بود نشر جراید و و مجلات نیز در رقابت با مطبوعات خارجی ابتکار عمل های تخصصی خود را با ویژه گی های افغانی تبارز دادند علاوه از روزنامه های ملی ،نشریات اختصاصی  نیز در ابعاد مختلفه به بازار امد و در ولایات نیز تعداد از جراید افزوده شد ،که از جمله :
1-   آواز
سال تاسیس 1354 در کابل
صاحب امتیاز :ریاست عمومی رادیو افغانستان
مدیر مسوول :ناصر طهوری
تیراژ و زبان نشریه :2000 شماره به زبان های پشتو و دری
مجله 15 روزه یا ماهانه ،در سال 1370 از فعالیت با ز ماند و محتوای ان شرح برنامه های رادیو و تلویزیون ،مطالب هنری ،داستان و شعر و مقالات اجتماعی تشکیل میداد.
2- بخوان و بدان
سال تاسیس :1353 درکابل
ناشر :ریست ملی مبارزه با بیسوادی ،تیراژ ان دو شماره به زبان های پشتو و دری نشرات میکرد و مجله دوماهه میباشد که در سال 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی انرا  مضامین و مقالات اموزشی ،اموزش زبان ،رهنمای های خانواده و مسایل اجتماعی در تنویر اذهان طبقه بیسواد و هم نشرات اختصاصی به مناسبت روز مادر  سواد حیاتی نیز با قطع و صحافت بهتر و صفحات بیشتر نشر میگردید .
 3-بلخ  
سال تاسیس :1355 در کابل
ناشر :مدیریت نشرات ولایات وزرات اطلاعات و کلتور
مدیر مسوول عزیر احمد اورمل ،تیراژ 2000 شماره به زبان های پشتو و دری نشرات داشت ،مجله فصلنامه بوده در سال 1357 از فعالیت باز ماند که دارای محتوی مطالب اجتماعی شعر ،وداستان ،مقالات تاریخی ،مصاحبه ها و گزارشات بود.
4 – پولیس
سال تاسیس :1353 در کابل که ناشر ان اکادمی پولیس و وزارت خارجه بوده با تیراژ1500 شماره به زبان های پشتو و دری فعالیت میکرد مجله ماهنامه بوده در هفت ثور1357 از نشر بازماند که دارای مطالب اختصاصی و مقالات مختلفه بود.
5    -دیوه
سال تاسیس ان در سال 1352 که صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور ولایت جوزجان بوده و در مطبعه مزار به چاپ میرسید که دارای تیراژیکهزار شماره بود و در سال 1357 در کودتا از فعالیت باز ماند که محتوی انرا اخبا ر و اعلامیه های دولت ،اخبار محلی و و مقالات اجتماعی و ادبی تشکیل میداد.
6     -رهنمایی
سال تاسیس ان 1352 و صاحب امتیاز ان مدیریت رهنمای و تعلیمات مسلکی وزارت معارف بود که دارای تیراژ 2000 شماره به زبان های پشتو و دری مجله سه فصله و با کودتای هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند که دارای مطالب جهت کمک معلمان برای روش تدریس و اموزش مطالب و تحقیقات اختصاصی بود.
7 --سیستان
سال تاسیس ان در 1352 در فراه و صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور فراه که دارای تیراژ500 شماره بوده به زبان های پشتو و دری و جریده هفته گی بوده که در سال 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی ان اخبار و مقالات ارسالی اژانس باختر بود.
8     -عاطفه
سال تاسیس ان در 1352 ناشر ان ریاست عمومی سره میاشت و در کابل که دارای تیراژ2000 شماره بوده به زبان های پشتو و دری نشرات در سال 1357 از نشر باز ماندکه محتوی انرا اخبار و مطالب احتماعی و بشری و وقایع و رویداد ها بود.
9     فاریاب
سال تاسیس ان در 1352 در میمنه که ناشر و صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور فاریاب و دارای تیراژ یکهزار شماره  به زبان های پشتو و دری هفته دو بار به نشر میرسید،با کودتای هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند مطالب انرا مقالات و اخبار ارسالی اژانس باختر تشکیل میداد.
10                  فلکلور
سال تاسیس ان در 1352 و ناشر و صاحب امتیاز ان امریت فلکلور و ادب در وزارت اطلاعات و کلتور به چاپ میرسید که دارای تیراژ1500 شماره بود و در سال 1357 با کودتا هفت ثور از فعالیت باز ماند که محتوی انرا مقالات و تحقیقات در زمینه های احیا و کلتور و فرهنگ عنعنوی افغانستان ،ادبیات عامیانه ،اصلاحات و مسایل دیگر تشکیل میداد.
11                  کابل
سال تاسیس ان در 1352 در کابل  که ناشر ان پشتو تولنه و ارگان مستقل ولی در رابطه به وزارت معارف که تیراژان 1500 شماره به زبان پشتو و محتوی ان مقالات تحقیقی در باره ادبیات و زبان پشتو بود که در سال 1370 از  فعالیت باز ماند.
12                  کندز
سال تاسیس ان  1352 صاحب امتیاز ان مدیریت اطلاعات و کلتور ولایت کندز  بود که تیراژان به 1000 شماره به زبان های پشتو و دری درچهار صفحه که با کودتا هفت ثور 1357 از نشر بازماند که محتوی انرا اخبار دولت اخبار محلی و مقالات تشکیل میداد .
13                  هرات
سال تاسیس ان 1352 بوده  ناشر ان مدیریت نشرات ولایات وزارت اطلاعات و کلتور و دارای تیراژ500 تا 1000 شماره به زبان های پشتو و دری نشرات داشته که در هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماند و محتوی مقالات اجتماعی و داستان و شعر و معرفی کلتور و مسایل تاریخی بود.
14                کندهار
سال تاسیس ان در 1352 بوده ناشر و صاحب امتیاز ان مدیریت نشرات ولایات وزارت اطلاعات و فرهنگ که در کابل و تیراژ شماره ان به 1500 شماره میرسید به زبان های پشتو و دری نشرات داشت که مجله سه ماهه و در سال 1357 ازفعالیت باز ماند که محتوی انرا مقالات اجتماعی و ،تاریخی ،و ادبی تشکیل میداد.
15                  هلمند
سال تاسیس ان 1353 که ناشر ان مدیریت اطلاعات و کلتور هلمند در دوره کمونیست ها محمد عمر فرحت مدیر مسوول ان بود در دوره کمونیست ها ،تیراژان 500 تا 1000 شماره وبه زبان های پشتو و دری نشرات داشت که جریده هفتگی و در چهار صفحه که در هفت ثور 1357 از فعالیت باز ماندکه محتوی انرا اخبار ارسالی اژانس باختر ،اخبار محلی و مقالات تشکیل میداد.
فعالیت های مطبوعاتی و تبلیغاتی دولت
دولت در هم اهنگ ساختن روش نشراتی در سراسر کشور با گرد هم ایی مسوولین مطبوعات ولایات طی سیمینار خواست ته همه مقالات و تبلیغات با پالیسی دولت موافق باشد  همچنان داود خان عقد قرار دادهای کلتوری تورید فلم های سینمای از اتحاد شوروی ،بلغاریا و یوگوسلاویا زمینه های باز نمودن درب های نفوذی کمونیست ها را ا طریق اشاعه تبلیغات مساعد تر ساخت کشور های  کمونیستی در تربیه کارمندان مطبوعات نیزبورس های تحصیلی را فراهم کردند .
دولت همچنان  اساسنامه های را تدوین نمود که عبارت اند از :
v   اساسنامه مطابع دولتی در 5 فصل و16 ماده
v   اساسنامه افغان فلم در 5 فصل و 21 ماده
v   اساسنامه افغان ننداری در 4 فصل و 15 ماده
v   اساسنامه،افغان اعلانات در5 فصل و هفت ماده
الف /آمریت فلکلور و ادب
یکی از کارکرد های مهم این دوره ،تحقیق در موارد مختلفه ،فلکلور ،ادبیات عامیانه ،عنعنات و رسوم ،تهیه لغات و کلمات و اصطلاحات بازی ها و دیگر مسایل بود که با جمع اوری این مطالب از طرف این اداره به شکل رساله های جداگانه و هم در مجله فلکلور به زبان های پشتو ،دری و انگلیسی طبع میشد .
ب /امریت صنایع مستظرفه
این امریت در ساحه امور  هنر نقاشی ،کاشی کاری ،هنر های تجسمی بوده و با دایر نمودن کورس های مسلکی تعدادی زیادی شاگردان را تربیه نموده و با انکشاف فعالیت های این امریت در دانشگاه کابل و دیپارتمنت هنری های زیبا نیز در فاکولته ادبیات و علوم بشری نیز تاسیس گردید که به طور منظم گالری های هنری را با خود به وجود اورده بودند.

ج /جمع اوری نسخه خطی و ارشیف ملی
یکی از کارکرد های ارزشمند این دوره بوجود اوردن ارشیف ملی و جمع اوری نسخ خطی بود در این مرکز که اکثر نسخ خطی کتابخانه شاهی و صدارت اعظمی افغانستان نیز گرداوری شده بود سعی میگردید تادولت نسخ نایاب خطی درا در دهات و روستا ها و هم در شهر ها فراهم کند و از مردم هم به بهای کم بخرند و همچنان عده از مردم  در جهت تقویه این ارشیف نسخ داشته خود را  هدیه میدادند. دولت همچنان سعی نمود تا در ارتباط  با کتابخانه ها و منابع فرهنگی کشور ها از نسخ خطی افغانستان که مرکز ان بود عکس برداری نماید و در جهت تقویه این مرکز بکوشد .
د / جوایز مطبوعاتی
یکی از ابتکارات این دوره توسعه امور ادبی و هنری در مطبوعات ،اعطای مطبوعات ،تشویق نویسنده گان و محققین بود که در دوره داود خان بود در این زمینه لایحه جوایز مطبوعاتی در سه  فصل و سی ماده تنظیم گردیده بود و به معرض اجرا قرار داده بود و هر سال حدود هزار اثر درموارد مختلف از نویسندگان و هنرمندان دریافت میشد و برای250 تن از انان جوایز داده میشد .
در زمینه های ذیل به انها جایزه داده میشد :قرائت قرانکریم ،ادبیات،علوم طبیعی ،اجتماعات و روزنامه نگاری ،علوم دینی ،تاریخ و جغرافیه ،اواز خوانی ،داستان نویسی و طنز ،فلمبرداری ،عکاسی ،و مجسمه سازی .......
ه / ترمیم اثار و ابدات تاریخی
یکی از کار های مثمر دیگر در تشکیل اداره باستانشناسی ،ترمیم و حفظ ابادات تاریخی افغانستان بود که به عنوان یادگار های تاریخی کشور مهم شمرده میشد از ان جمله ترمیم بت های بامیان ،تپه های شتر هده در جلال اباد منار های مصلی و ارگ ،خرقه مبارک در کندهار ،منار های غزنی و هم تقویه و بهبود موزیم ها کشور از جمله کار های بس ارزشمند فرهنگی این دوره بود.[11]









فصل سوم
باز گشت نظام آمرانه مطبوعا ت در جمهوری  محمد داود خان و باز نگری در قانون اساسی
با کودتای داود خان در 26 سرطان 1352 و اعلام نظام جمهوری ،بارقه ها امید درخشنده تر گردید و گمان میرفت که  روزنامه نگاری افغانستان فرایند توسعه خود را ادامه خواهند داد ،دست کم دستاورد های دهه دموکراسی در عرصه مطبوعات از گزند حوادث مصون خواهد ماند ،اما برخلاف انتظار ها و پیش بینی ها روند به رشد مطبوعات متوقف گردید ،فعالیت مطبوعاتی محدود شد ،ازادی مطبوعات سلب شد ،فضای ترس بر عرصه مطبوعات مستولی شد و مالکیت ها و مدیریت دولتی مطبوعات اعمال گردید . اگر چه محمد داود خان در بیانیه تاریخی خود گفت "دولت جمهوری برای بسط و توسعه مطبوعات و انتشارات دموکراتیک به منظور بیداری مردم کمک اهد بخشید و همچنان برای ایجاد شبکه تلویزیون در مملکت عنداللزوم اقدام خواهد کرد"اما در عمل خلاف گفته هایش عمل کرد .صباح الدین کشککی در مقاله تحت عنوان قوه چهارم (مطبوعات) مینویسد"هنگامی که محمد داود رژیم سلطنتی را در 26 سرطان از پا در اورد ،ده جریده  غیر حکومتی به نشر میرسید ،محمد داود همه جراید غیر حکومتی را مسدود کرد و از ان تاریخ به بعد در افغانستان کدکام جریده ای به نشر نرسید"
داود خان با وجود حاکم کردن نظام امرانه در چند سال نخست جمهوری ،برای قانونی جلوه دادن امور ،اقدام به اصلاح قانون اساسی کرد ، به این منظور هیاتی مرکب از41 نفر را مامور تهیه پیش نویسان قانون اساسی نمود ،سرانجام پیش نویسان قانون اساسی لویه جرگه در تاریخ 10 دلو 1354 اماده کرد برای تصویب این قانون مجلس عالی مرکب از 325 نفر بود در حالیکه شخص ریس جمهور ریاست لویه جرگه را به عهده داشت ،قانون اساسی تصویب ودر 5 حوت 1355 توشیح شد .
البته مضمون قوانین مطبوعات این دوره نیز متاثر از شرایط دهه دموکراسی بود و  لویه جرگه نمیتوانست قوانین پیشین را نادیده بینگارد،از همین جهت  قوانینی همانند به تصویب رسید . در ماده 5 قانون اساسی داود خان "احترام به ازادی و کرامت انسانی و از بین بردن هر گونه تعذیب و تبعیض را پذیرفت".
در ماده سی و هفتم این قانون نیز چنین امده بود "ازدی و محرمیت  مخابرات از تعرض مصون است ،دولت حق تفتیش مخابرات اشخاص چه به وسیله تیلفون و تلگراف و یا وسایل دیگر باشد،حکم قانون در حالات عاجل که در قانون تعریف میگردد .مامور مکلف است بعد از اجرای تفتیش در خلال مدتی که قانون تعیین میکند حکم محکمه را حاصل نماید"
برخی از نویسنده گان افغانی عقیده دارند که "داود تمام ادعا های خود نسبت به ازادی مطبوعات را کنار گذاشته و استبداد محافظه کارانه دوران نخست وزیری را از سر گرفته ازادی مطبوعات متوقف شد ،و اعمال نفوذ و فساد رونق گرفت "
در ماده سی و هشتم امده بود "ازادی بیان و فکر  از تعرض  مصون است ،هر افغان حق دارد فکر خود را به وسیله  گفتار ،نوشتار ،تصویر یا امثال ان مطابق به قانون اظهار کند .اجازه و امتیاز تاسیس مطابع و نشر مطبوعات تنها به اتباع افغانستان مطابق به احکام قانون داده میشود ،تاسیس مطابع بزرگ و تاسیس وتدویر دستگاه عامه فرستنده رادیو و تلویزیون مختص به دولت است"
شایان ذکر است که این قانون به لحاظ ظاهری و شکلی ،ازادی فکر و بیان را تضمین کرد ،اما در عمل خلاف ان اجرا شد .سید قاسم رشتیا در این باره چنین مینویسد:"چیزیکه این نظام  (نظام جمهوری محمد داود)را نسبت به نظام های قبل به صورت قاطع متمایل میساخت ،با گذشت حکومت  پلیسی  و از بین رفتن تمام انواع ازادی های فردی بود . تا جایکه  دو سال بعد از استقرار رژیم ،هنوز مردم حق خرید و فروش جایداد (اماکن)و خارج ساختن دارای های شخصی خود ازبانک ها را نداشتند.رفتن به خارج به کلی ممنوع و بسته به اجازه چندین مقام به شمول   دستگاه امنیت ملی و در مورد افراد روشناس (شناخته شده )با اجازه رهبر بود .جراید و مطابع شخصی تحت مصادره قرار داشته و صرف جراید دولتی در تحت کنترول  شدید  به نشر خبر ها ی که از طرف مقام ها ی حکومت تهیه و یا سانسور میشد ،میپرداختند .سید قاسم رشتیا نیز معتقد است که اثری از انتقاد ،حتی نسبت به نهاد ها و رده های سطح پایین دولتی ،در مطبوعات افغانستان به چشم نمیخورد و به محض تخطی ازاین قاعده ،مدیران جراید رسمی از کار برکنار میشدند.یک مثال اشنا در این زمینه ،برکنار محمد ابراهیم عباسی وزیر اسبق اطلاعات و کلتور مدیر روزنامه انیس بود.در زمینه رفت و امد خبرنگاران نیز محدویت های در نظر گرفته شد .سید قاسم رشتیا مینویسد:"به اخبار نویسان خارجی اجازه سفر داده نمیشد و کتب خارجی تحت سانسور قرار داشت."در یک کلام در دوران داود ازادی کسب خبر و انتقال اطلاعات در افغانستان از میان رفت.
در ماده 5 قانون اساسی جمهوری داود ،تاسیس احزاب سیاسی این چنین مجاز دانسته شد :"تشکیل احزاب سیاسی در جمهوری افغانستان مجاز است .مشروط بر اینکه مرامنامه ،اساسنامه و فعالیت های ان مغایر احکام قانون اساسی و قوانین کشور نباشد .حزبی که مطابق احکام قانون تشکیل شده بدون موجب قانونی منحل شده نمیتواند."
اما در عمل تمام احزاب سیاسی منحل شده و تنها یک حزب به نام غورحنگ ملی اجازه فعالیت یافت .این حزب نیز مورد حمایت ریس جمهور بود.
با کودتای  محمد داود یک بار دیگر نظام امرانه بر فضای فعالیت های مطبوعات حاکم گشت.در حقیقت ازان زمان ،مطبوعات تنها اجازه یافتند در چهار چوب سیاست حاکم فعالیت کنند .دولت یگانه مرجع رسیدگی به تخلفات مطبوعاتی بود ،نه از محاکم مطبوعاتی در دادگاه های عالی خبری بود نه از هیت منصفه .روزنامه نگاران فاقد استقلال حرفه ای بودند . دولت ،مدیران مطبوعات را منسوب میکرد و با دولت مرجع تشخیص و تعین صلاحیت روزنامه نگاران بود.اعمال سانسور و نظام پیشگیرانه ای مطبوعات ،یکی از ویژه گیهای بارز این دوره به شمار میرفت.
در این میان نکته در خور توجه سکوت و بی تفاوتی برخی از چهره های شاخص سیاسی در برابر حاکمیت نظام سانسور و اختناق بود .سردار نعیم ،برادر ریس جمهور یکی از این چهره ها بود .محمد نعیم خان که در گذشته یک از حامیان سرسخت ازادی مطبوعات به شمار میرفت ،با وجود داشتن مسوولیت کلیدی در دولت در دوره ریاست جمهوری ،در برابر حاکمیت فضای اختناق پلیسی سکوت پیشه کردو نظاره گر اوضاع باقی ماند.[12]

تحصیلات روزنامه نگاری در افغانستان
اموزش روزنامه نگاری به شکل اکادمیک و تخصصی ان در دهه 1330 شمسی در افغانستان پی ریزی گردید و باید هم که در بخش دوره زمامداری ظاهر شاه مورد بررسی قرار میگرفت ولی از انجاییکه بنده (نگارنده کتاب)شاگرد این رشته در دوره کنونی بودم و با ماخذ و مقاله استاد ارجمندم پوهاندحبیب الرحمن هاله استناد مینمایم و ایشان نیز در دوره ای محمد داود سمت ریاست دیپارتمنت ژورنالیزم در کابل داشت  ،بررسی این بخش را لازم میدانم .
اولین روزنامه نگاران متخصص و تحصیلکرده  در رشته ژورنالیزم صباح الدین کشککی و محمد خالد روشان بودند که در سال1335 با توافق  دانشگاه مشیگن جهت اموزش  فن روزنامه نگاری به امریکا فرستاده شدند. در سال 1339 با برگشت موفقانه ایشان ،تحولی در روش تدریس و ضرورت تاسیس یک بنیاد تعلیمی روزنامه نگاری در دانشگاه کابل محسوس .در برنامه پلان 5 ساله  اول جهت اشنای روزنامه نگاران غیر تخصصی افغان به اساسات مطبوعات وروزنامه نگاری ،کورس مسلکی ژورنالیزم به همکاری دانشگاه مشگین و یک تن از روزنامه نگاران امریکای به نام جالف ،در کابل دایر گردید.  که اکثرمسولین مطبوعات به شمول دکتور سهیل ریس مستقل مطبوعات نیز برای آموزش این مسلک اشتراک نموده بودند. متعاقبا به همکاری دکتور عبدالحکیم ضیایی ریس پوهنحی حقوق و علوم سیاسی و دکتور بهاالدین مجروح ریس پوهنحی ادبیات وعلوم بشری  در اجندای یک کمیسون ،مشترک برنامه ایجاد دیپارتمنت روزنامه نگاری و ارتباطات را در دانشگاه کابل تاسیس کنند . 
تلویزیون در افغانستان
برنامه تاسیس نشرات تلویزیون در افغانستان با سفر محمد شفیق به حیث صدراعظم به توکیو (جاپان)راه اندازی شد که در زمان جمهوری داود کار اعمار ساختمان ،خرید سامان و الات و نصب دستگاه های فرستنده در پهلوی ساختمان رادیو افغانستان و دستگاه فرستنده بالای کوه اسمای ،اعزام جوانان و کارمندان اطلاعات و کلتو ر که غالبا پرودیوسران برنامه های رادیوی بودند به ایران ،جاپان .و بلغاریا پروسه کار و تشکیل این وسیله جدید و مهم همگامی در افغانستان پایان یافت در سال 1356 و اغاز 1357 به نشرات مقدماتی نیز اغاز نمود .محمد داود میخواست تا تلویزیون با معیار های بین المللی قبل از نشرات رسمی به تهیه و ترجمه فلم های مستند ،راپورتاژها و غنی ساختن ارشیف این اداره بپردازد و مواد نشراتی تلویزیون تا شش ماه قبل اماده وثبت گردد .
تلویزیون افغانستان در کابل شامل بخش :
1-   اطلاعاتی و اخبار بود که علاوه از سرویس های خبری ،گزارشات وتبصره های را باید میداشت و به همین منظور دستگاه های سیار(او –بی –وان)را نیز اماده داشت.
2-   در بخش تخنیکی رادیو تلویزیون جوانان را از تخنیکم عالی استخدام و بورس های کوتاه مدتی را نیز سپری نموده بودند .مسوولیت بخش تخنیکی تلویزیون را قبل از افتتاح انجینر محمد خالد داود پسر محمد داود به عهده  داشت .
3-   بخش روزنه که همه برنامه های اجتماعی را دربرداشت .
4-   بخش فلم که در تهیه ترجمه فلم های هنری و مستند از زبان های و مستند به پشتو ویا دری موظف بودند.
5-   بخش موسیقی و نمایشنامه ها که در تهیه وثبت پارچه های و با تهیه برنامه های موسیقی غیر افغانی و هم ثبت نمایشنامه ها کار میکرد .علاوتا در مورد ادبیات و هنر های دیگر اداره هنر و رادیو به تشکیلات تلویزیون نیز راه پیدا نمود .
با کودتا هفت ثور1357 بنا به مصلحت سیاسی و قدرتمندان کمونیست ،به نشرات عادی پرداخت که در اوایل نشرات تلویزیون به مدت سه ساعت شبانه پخش میشد. مشاورین مطبوعاتی در تغیر برنامه به گرایش های سیاست اتحاد شوروی توصیه مینمود،دستگاه اخذه مارس را که نشرات کانال های نشراتی روسیه را دریافت مینمود و بایستی همه این برنامه با تبصره های جانبی دوباره از طریق تلویزیون افغانستان نشر میگردید .درعقب ساختمان تلویزیون کابل جابجا گردند،محدودیت های در نشرات وضع گردید و همه محتوی برنامه ها ،شعاری و سیاسی شده بود .بعدا برنامه (همسایه بزرگ شمالی ما )جای همه برنامه های ابتکاری تلویزیون را گرفت .مجموعه نشرات رادیو ،اخبار و اعلامیه ها ،بیانات دراز مدت رهبران خلق و پرچم ،گزارشات از جلسات و متنگ های خاص حزبی ،موسیقی مبتذل ،شعاری و غیر هنری بدور از عفت انسانی ،فلم های ممالک سوسیالیستی یا فلم های مبتذل پشتو پاکستانی که زاده ذوق نور محمد تره کی بود و در زمان او بیشتر نشر میشد .تلویزیون کابل تنها یک کانال نشراتی داشت .اما روس ها با دو کانال دیگر که از طریق دستگاه مارس و قمر مصنوعی پخش میگردید ،سعی میکردند تا اذهان عامه را در افغانستان به سود و منافع خود بچرخانند.
در دوره کمونیست ها تشکیلات رادیو تلویزیون به سطح وزارت ارتقا نموده برنامه های انحرافی بازاری چون (هنر دخلکو په خدمت کی )دختران جوان افغان را به صحنه ها ،تمثیل و رقص در خیابان ها کشانید.
تجاوز روس ها به افغانستان ،فاجعه بزرگی بود که در سطح فرهنگی نیز تاکنون پیامد های ناروای را در پی دارد .تلویزیون بهترین وسیله تبایغاتی روس ها در بقای قوای شان در افغانستان بود به همین لحاظ یک مقدار مواد تبلیغی و تخنیکی را در توسعه این اهداف از طریق تلویزیون سعی مینمودند،نشر نمایند در سال 1362 دستگاه اخذه و فرستنده را با نیروی بیشتر که ارتباط با قمر مصنوعی انترسپوتنک روسیه داشت در بالای ساختمان وزارت مخابرات نصب نمودند. این دستگاه که به نام دستگاه (شمشاد)معروف و مسمی است میتوانست در ارتباطات مخابروی و هم برنامه ها و گزارشات تصویری نقش ارزنده را بازی نماید.
تلویزیون برای رژیم کمونیستی به مثابه یک وسیله تبلیغاتی و تفریحی مهم بود و روی ها در گسترش  این وسیله مفاهموی سعی زیادی نمودند ،اولتر از همه وسایل اخذوی و استدیو های کوچک ثبت و نشر را در مراکز ولایات بدخشان ،بغلان ،بلخ،هرات،هرات ،فراه ،میمنه ،کندهار ،خوست ،گردیز ،غزنی وننگرهار نصب نمود .تشکیلاتی را به نام (استدیو های ولایات )در کابل به وجود اورد کهمواد تبلیغاتی بعد از ثبت ،یا توسط دستگاه مخابروی شمشاد بهاین مراکز فرستاده و یا اگر ان مراکز در محاصره مجاهدین میبود ،توسط هلیکوپتر انتقال داده میشد.[13]









 - غوث الدين فايق ، رازي را که نمي خواستم افشا گردد، ( پشاور: نشرکتابفروشي فضل ، 1379) صص 145[1]
 - فرهنگ ، همان اثر، ص 792[2]
 - غبار ، همان اثر ، ص 271[3]
 - سراج ، همان اثر ، ص 70[4]
 1  قاسمی ،نجی الله ،رژیم های افغانستان در طی یک قرن اخیر،دانش ،پشاور،1378 ص 59 -64
 1  عطایی ،محمد ابراهیم ،مترجم ،کامگار جمیل الرحمن ،تاریخ معاصر  افغانستان ،انتشارات میوند،پشاور،1384 ،ص 383-384
 تنویر ،دکتور محمد حلیم ،تاریخ روزنامه نگاری افغانستان ،پشاور ،1378،ص 213-215[7]
 کاروال ،  همان اثر ، صص 43-57[8]
 -خان آقا سعيد، ازجاسوسي تا وزارت(پشاور: مرکزنشراتي فضل1378) ص 178[9]
 - داکترشاه زمان وريح ستانيزي، سهل انگاری محمدداوودخان( پشاور: نشرموسسه انتشارات الازهر چاپ سوم 1379 ) ص 74[10]
 تنویر ،محمد حلیم ،تاریخ و روزنامه نگاری افغانستان،(پشاور،1382)ص 222-226[11]
 عصمت اللهی ،محمد هاشم ،نظام مطبوعات افغانستان (تهران 1382 )ص 147-150[12]
 تنویر ،محمد حلیم ،تاریخ وروزنامه نگاری افغانستان،پشاور ،1387 ،ص 226-230 [13]

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر